می­گوید: مرکز امروز حمام کرده!

می­پرسیم: یعنی چی؟

می­گوید: امروز مرکز را تمیز کردن و دستی به رویش کشیدن. بریم پایین ببینیم.

از طبقۀ پنجم، دفتر گروه مترجمی زبان انگلیسی، با آسانسور! (بچه­های علامه می­دونن که استفاده از آسانسور برای دانشجویان محدودیت دارد و افتخار سوار آن شدن همانا و، افتخار سوار لامبورگینی شدن همانا!) می­رویم طبقۀ همکف، روبروی درِ بدون تابلوی مرکز. ظلمات. فقط یک مهتابی، آن هم روی زمین! روشنش می­کنم. با شور و حرارت شروع به توضیح دادن می­کند.

هنوز پس از 5 سال که از ارائۀ طرح و رساندن آن تا به اینجا، می­گذرد، و با آن همه مشکلات و بی­مهری­هایی که متحمل شده، و نارسایی­های نظام اداری و بدقولی­های خیلی­ها، دکتر حسین ملانظر، با شور و حرارت از "مرکز پژوهش­های ترجمه" می­گوید. می­گوید تا الان تازه 30 درصد کار پیش رفته است... و البته تا اینجای کار هم حمایت­های رئیس دانشگاه، حجت‌الاسلام دکتر شريعتی، خیلی مؤثر بوده است.

از طراحی و اهداف مرکز می­گوید.

در واقع طراحی مرکز به گونه­ای است که استفادۀ چندمنظوره می­توان از آن کرد. در برداشت نخست و سطحی­نگر گمان می­رود که مرکز نقش مؤسسۀ کاریابی، یا در لفظی بامسمّاتر، کارآفرینی را بازی می­کند که قرار است دغدغه­های منِ مترجم فلک­زده را رفع کند. ولی در حقیقت چنین نبوده و این تنها یکی از اهداف بزرگی است که در ذهن طراح آن است.

بله، پیش از اینکه مرکز هدف مالی داشته باشد، نیّت بزرگ­تر و والاتری دارد: آموزش و تربیت مترجم، آن هم  به بهترین روش؛ مترجم در موازات کاری که می­کند، آموزش حرفه­ای می­بیند و رشد و پیشرفت هدفمند و جهت­دار دارد. قرار بر این است که استادان ترجمه برای دانشجویان مرکز کلاس­های آموزشی  برگزار کنند. در کل، اين مركز سه هدف اساسي را دنبال مي كند: اول: ترجمه و ويراستاری اثر (يعنی خدمات ترجمه)، دوم: تحقيق در ترجمه، سوم: آموزش های كوتاه مدت ترجمۀ تخصصی. که تمام آنها برای رسیدن به هدف بزرگ­تر برنامه­ریزی شده­اند: نهضت ترجمه. دکتر ملانظر در دو مصاحبۀ رسمی خود با روزنامۀ ایران (رگ فرهنگ زير تيغ مترجم و وفاداری در ترجمه شوخی­ای بیش نیست!) به طرحی که توی ذهن دارد، مستقیماً اشاره کرده و بر روی آن تأکید می­کند. وی نهضت­های ترجمه را به خوبی می­شناسد و عمیقاً مطالعه کرده است. برداشت من این است که وی در کل به دنبال راه­اندازی جنبش دیگری در ترجمه است، تا با شکل­گیری این جنبش، علاوه بر رشد و تقویت زبان (به ویژه زبان علمی) فارسی، منفعت­های عظیم علمی آن نصیب جامعه و کشور ایران شود. جنبشی که بی­شک نام خود را در تاریخ ترجمۀ ایران ثبت خواهد کرد.

 دکتر ملانظر و مرکز پژوهش های ترجمه

هدفِ اول بر این مبناست که مرکز در راستای خدمات ترجمه به جامعه، از خود جامعه سفارش ترجمه قبول کرده و به مترجمان خود می­دهد؛ تا بتواند از سویی نیاز جامعه به ترجمۀ خوب را در حدّ توان و محدودیت­های خود، مرتفع کند، و از سویی دیگر، دانش­آموختگان و محصلان گروه خود –مطالعات ترجمه- را به میدان عمل روانه کرده و تربیت آنها را بر عهده بگیرید. البته مرکز، در سطح پیشرفته، مترجمان حرفه­ای نیز دارد، مثل استادان ترجمه و برخی دانشجویان ارشد. تربیت و پرورش آن دستۀ به اصطلاح نومترجم­ها به هدف­های دوم و سوم مرکز ارتباط مستقیم پیدا می­کند.

هدف دوم، تحقیق در ترجمه است. در حین فعالیت ترجمه، هر مترجم علاوه بر تحویل ترجمه، موظف به انجام چند کار دیگر دربارۀ ترجمه­اش است. مثلاً، تهیۀ واژه­نامه (Glossary) از متنِ در دست ترجمه. که مجموع این واژه­نامه­ها از کار چندین مترجم در حوزه­ای خاص، تبدیل به فرهنگ لغت تخصصی همان حوزه و رشته می­شود. از دیگر وظایف مترجم، گردآوری مشکلاتش در حین ترجمه است! این یکی از زیباترین و هوشمندانه­ترین طرح­های دکتر ملانظر است. مترجم این مشکلات را با راه­حل­های آنها، که با کمک سرمترجم و پرس و جو و تحقیق به دست آورده، به مرکز تحویل می­دهد. مرکز مجموع اینها را با رأی و نظر و ویرایش اهل فن تنظیم کرده و به جزوۀ درسی، و سپس­ به کتاب آموزشی/دانشگاهی تبدیل می­کند.

و اما هدف سوم، آموزش های كوتاه مدت ترجمه. آموزش شامل دو مورد زیر می­شود:

کارگاه ترجمه (یک روزه): کارگاهی با موضوعی خاص در یک روز برگزار می­شود.

تدریس دوره­های کوتاه­مدت ترجمۀ عملی (3 ماهه/ یک ساله): که در پایان به شرکت­کننده­ها گواهی­نامه­ای از طرف مرکز داده می­شود. از این پس است که آنها مترجم رسمی مرکز شده و ترجمه/ویراستاری­های مهم­تر و مشکل­تری به آنها داده می­شود، یا اینکه به عنوان مترجم متخصص به دیگر مراکز معرفی می­شوند.

 از نحوۀ طراحی مرکز پژوهش­های ترجمه پی می­بری که هدف­های دیگری هم دارد. میزهایی به موازات هم برای اعضاء یا همان مترجمان مرکز، نصب شده­اند و جلوی آنها یک میز مخصوص سخنران قرار دارد. سمت راست میز سخنران کتابخانه­ای طراحی شده است، و یک میز چند نفره برای استادان و مدعوانی که برای بحث و ... به جلسه دعوت می­شوند. جلسه­های بحث و پرسش و پاسخ برگزار خواهد شد. شاید هم به گمان من جلسه­های نقد ترجمه و در کل هر چه که جنبۀ بحث و تبادل نظر  را داشته باشد. و همۀ اینها یعنی رشد ترجمه و مطالعات ترجمه. شایان ذکر است که مرکز این جلسه­ها و کلاس­ها را ضبط تصویری کرده و علاوه بر ساخت بایگانی برای خود و در اختیار  علاقه­مندان گذاشتن آنها، یک نسخه هم بر روی تارنمای خود (مرکز پژوهش­های ترجمه) برای پایین­گذاری اعضا قرار می­دهد. 

اشاره­ای هم به انواع اعضا و پایۀ هرکدام داشته باشیم. در کل، 4 نوع عضو داریم، که هر نوع نیز پایه و درجه­ای برای خود دارد:

1.ترجمه­آموز: دانشجوی ترجمه، یا شرکت­کنندۀ کلاس­های ترجمه.

2. کمک­مترجم: ضرورتاً دانش­آموختۀ کارشناسی مترجمی نیست، ولی باید دست­کم 80-90 واحد را گذرانده باشد.

3. مترجم: دارندۀ مدرک کارشناسی ترجمه یا دانش­آموختۀ دورۀ یک­سالۀ آموزش ترجمه در مرکز.

4. مترجم ارشد: دانش­آموختگان کارشناسی ارشد، یا دکترا، و استادان محترم.

از امکانات این مرکز می­توان به در صداگیر (آکوستيک) آن اشاره کرد که آرامش خاطر را برای مترجم به ارمغان می­آورد! و نیز به سیستم سرمایشی-گرمایشی که با نصب کولر-بخاری (نمی­دانم مارکش چی بود) خاطر سرمازده و گرماخوردۀ نومترجمان را آسوده نگه می­دارد!

 دکتر ملانظر و مرکز پژوهش ها

تا یادم نرفته اضافه کنم که پیش از اینکه شما را توی یکی از این چهار دسته بگنجانند! باید مهارت دیگری را که پیش­نیاز گام نهادن به مرکز است، بلد باشید: تایپ ده­انگشتی! مرکز پول ندارد که به شما کاغذ آچار!!! بدهد، همین اندازه پول دارد که 33 تا رایانه با نمایشگر ال سی دی بخرد و قرضی و اسمی به شما بدهد. خب، البته که این شوخی بی­مزه­ای بیش نبود. دیگر تایپ کردن از ضروریات ترجمه است. فایدۀ اصلی آن برای خود مترجم است که بسیار کارش را راحت می­کند. فرض بفرمایید به صفحۀ 123 کتاب رسیده­اید و به ناگه سر سوزن ذوق­تان جرقه­ای می‌زند و برای فلان کلیدواژۀ کتاب، معادل بهتر و بسیار رساتری می­یابید. به سادگی کلیدهای Control + F را زده و با Replace تمام متن را هم­زمان شخم زده و معادل بهتر را جایگزین می­کنید... و قس علی هذا.   

در اینجا پیشنهاد شخصی خود را به مرکز پژوهش­های ترجمه، و به نوعی به جناب آقای دکتر ملانظر، مطرح می­کنم. به اندازۀ کافی، و خیلی بیشتر از کافی، مدرک­گرایی و مدرک­زدگی (شبیه­سازی از غرب­زدگی!) در این مملکت داریم. برای اینکه در این مرکز علمی، این دیدگاه غیرعلمی، ریشه نگیرد، عاجزانه التماس دارم همیشه توانایی­های افراد مُرجّح بر مدرک شناخته شده و برای رشد علمی و عملی مترجم، مدارک دانشگاهی را مانع نکنیم. مثلاً، یکی از راه­ها می­تواند این باشد که به هر کاری که مترجم تحویل می­دهد، امتیازی، حال از طرف استاد، سرمترجم، ویراستار، به وی داده شود. و ملاک ارزیابی مرکز حاصل جمع این امتیازات به همراه مدرک باشد. مدرک قداست لیاقت را ندارد.

 


 برای عضویت در این مرکز می توانید به وسیلۀ پیوند زیر به بخش ثبت نام مرکز پژوهش های ترجمه رفته و فرم مربوطه را پر کنید:

http://www.translationstudies.ir/cms/component/user/register