گرتهبرداری
1.گرتهبرداری از اصطلاحات و ترکیبات
در این مورد گرتهبرداری در حقیقت ترجمۀ لفظ به لفظ است، بنابراین عبارت خارجی کم و بیش با حفظ ترتیب اجزای خود وارد زبان میشود. (راهآهن، زیردریایی، پیشداوری، نیروی انسانی).
...اگر این ساخت مطابق قواعد زبان وامگیرنده باشد،...، اشکالی به بار نمیآورد...
با این همه، نمونههای دیگری هست که در درستی ساخت آنها حقاً میتوان شک کرد، مانند حمام گرفتن و درس گرفتن...
- در جریان قرار دادن
- اتوبوس گرفتن
- چرا نه؟
- نقطهنظر
- بستگی دارد
- خدای من!
برای توضیح بیشتر این ترکیبات و اصطلاحات به غلط ننویسیم استاد نجفی رجوع کنید.
2. گرتهبرداری معنایی
مجموع خصوصیات معنایی یک واژه (اعم از معنای حقیقی و معنای مجازی و معنای ضمنی و معانی عاطفی همراه آنها) «حوزۀ معنایی» آن واژه نامیده میشود.
نجفی میگوید اگر واژهای در زبانی بیگانه چند معنی داشته باشد، که هر معنی معادل جداگانه و مستقلی در فارسی دارد (مثلاْ suffer در انگلیسی و فرانسه، که دو معنی دارد و با یک کلمه بیان میکنند، 1. رنج بردن، 2. مبتلا بودن، دچار بودن)، و مترجم به هنگام ترجمه معنای دوم را به اولی، یا به عکس، تعمیم دهد، «خلط معنایی» به وجود آورده و گرتهبرداری معنایی کرده است. چون «اهل زبان میان معنای این دو لفظ فرق میگذارند و هرگز از یکی معنای دیگری به ذهنشان متبادر نمیشود.» (توضیح رنج بردن را در غلط ننویسیم بخوانید).
مثال:
- بشریت
- نرخ
- بها دادن
- برخوردار بودن
3. گرتهبرداری نحوی
امروزه زیانبارترین تأثیر زبانهای بیگانه را در نحو فارسی میتوان دید...
زمانیکه جملۀ ترجمهشده مطابق با دستورزبان فارسی نباشد. مثال:
تکنولوژی میرود که...(بهجای: تکنولوژی نزدیک است که...).
تو مرا نمیفهمی (بهجای: تو حال مرا/حرف مرا نمیفهمی).
به این دو مثال خوب دقت کنید. چقدر ظریف است.
بعضی معتقدند که دنیای بیرونی وجود ندارد و این ذهن ماست که همهچیز را میآفریند (در فارسی نیازی به واژۀ «این» نیست و این نوع جملهبندی بر سیاق فرنگی است).
من روی این کار خیلی وقت گذاشتهام (بهجای: من برای این کار خیلی وقت صرف کردهام).
«...بر اثر همین گرتهبرداری است که امروزه بسیاری از حروف اضافۀ فارسی به جای یکدیگر به کار میرود و حتی حروف اضافۀ تازهای در زبان پدید میآید و مفعولهای بیواسطه و بهواسطه در هم میآمیزند و جای فعل و فاعل و مفعول عوض میشود و گاهی وجه اخباری به جای وجه التزامی میآید (یا بالعکس) و جملههای پیرو بر سیاق زبانهای خارجی اما آشفتهوار به جملۀ پایه میپیوندد.»
به نظر میرسد تنها درمان این درد در فارسیدانی مترجم باشد. مترجمی که از پشتوانۀ دانش فارسی خوب و بالایی برخوردار است، هیچ باکی ندارد و با وسواس و توجهی که به خرج میدهد، میتواند به دور از گرتهبرداری، ترجمهاش را به فارسی درست و پذیرفته بترجماند. ولی مترجمه که کممایه است و از فارسیندانی رنج مییرد!!! چارهای جز گرتهبرداری ندارد. چون ذهنش توان گرداندن جملۀ فرنگی را به اسلوب فارسی ندارد، لاجرم جمله را با همان قالب، فقط با کلمات فارسی، بیان میکند. در مقالهای میخواندم که مأموران امنیتی نمیدانم کجا! برای اینکه بتوانند به راحتی و ماهرانه پول یا چکپولهای اصل را از تقلبی بازشناسند، فقط یک تمرین داشتند: آنها در مدت آموزش خود فقط و فقط با چکپولهای اصل سر و کار دارند. و تمام تمرکزشان روی کاغذ اصل است. در این مدت ذهن و ضمیر آنها فقط با اصل عادت داده شده، و به محض دیدن چکپول تقلبی، سریعاً آن را تشخیص میدهند! مترجم هم باید همین کار را بکند. در دورۀ یادگیری و آموزش، تنها باید از سرچشمۀ زلال فارسی ناب بنوشد تا فارسی درست در دل و ذهن او جا بگیرد.
به مثالهای زیر که دکتر خزاعیفر در مجموعه مقالات «فرهنگ اصطلاحات ترجمه» زیر عنوان «گرتهبرداری» در شمارۀ 43 مترجم آورده، دقت کنید. ببینید خطر بیخ گوش من و شماست.
«گرتهبرداری کلمات مرکب خارجی که بیشتر نقش اسم دارند، چندان به فارسی آسیب نمیرساند... آنچه به راستی فارسی را به مخاطره انداخته انتقال معنی و کاربرد تعبیرات انگلیسی به زبان فارسی است. این کار از طریق ترجمۀ تحتالفظی صورت میگیرد.»
«آنچه در مورد فارسی امروز نگرانکننده است، ترکیبات عاریهای است که نه به دست مردم بلکه به دست مترجمان و از طریق ترجمۀ لفظ به لفظ ترکسیات خارجی وارد زبان فارسی میشود.»
«آنچه در این قبیل گرتهبرداریها صورت میگیرد، توسعۀ معنای کلمات است. توسعۀ معنی کلمه فی نفسه اشکال ندارد و پدیدهای کاملاً عام به حساب میآید. اما در واقع دو نوع توسعۀ معنا داریم، یکی توسعۀ معنا که درون زبان و بدون تأثیر از زبان خارجی صورت میگیرد، دیگری توسعۀ معنا که تحت تأثیر زبانهای خارجی صورت میگیرد. در توسعۀ نوع اول مبنای توسعه زودتر درک میشود، اما در توسعۀ نوع دوم، مبنای توسعه به سهولت قابل درک نیست، در نتیجه ترکیبات و تعبیرات به وجود آمده، صورتی غیرمنطقی پیدا میکند. برای مثال، در زبان فارسی شانس بار معنایی مثبت دارد، و لذا ترکیب ’شانس نبتلا شدن به سرطان’ کاملاً غیرعادی و غیرمنطقی است، چون هیچکس دوست ندارد به سرطان مبتلا شود.
در ادامه دکتر خزاعیفر پنج مثال میآورد، هرکدام با دو ترجمه؛ ترجمۀ اول به نوعی گرتهبرداری کرده، ولی ترجمۀ دوم فارسی درست است.
1. thousand of other small businesses like mine are, at best, struggling to keep their heads above water or, at worst, have gone bust.
At best خیلی که بخت/شانس یاری کند، خیلی که خوشبین باشیم، خیلی که شانس بیاوریم (جعفری)/
خیلی که خوشبین باشیم، در بهترین شرایط:(هزاره)
الف. هزاران شرکت کوچک دیگر مثل شرکت من، در بهترین حالت سعی میکنند سرشان را روی آب نگه دارند، در بدترین حالت ورشکست شدهاند.
ب. مثل شرکت من، هزاران شرکت کوچک دیگر، اگر شانس آوردهاند، توانستهاند دوام بیاورند، اگر بدشانس بودند، ورشکست شدهاند.
2. In the final analysis our sympathy lies with the hero of the play.
الف. در تحلیل نهایی ما با قهرمان نمایشنامه احساس همدردی میکنیم.
ب. در نهایت تماشاگر با قهرمان نمایشنامه همدردی میکند.
3. He admitted that to have victory snatched away was such a crushing experience. “It’s heartbreaking to be so near, yet so far,” he said.
الف. اذعان کرد که پیروزی را از چنگ او در آوردن تجربهای خردکننده بوده است. گفت: خیلی دردناک است که آدم اینقدر نزدیک اما اینقدر دور باشد.
ب. اعتراف کرد از اینکه پیروزی را از چنگ او در آوردهاند، بسیار ناراحت شده است. گفت: خیلی دردناک است آدم در یک قدمی پیروزی باشد، اما شکست بخورد.
۴. People like them are born with a silver spoon in their mouth.
الف. آدمهایی مثل آنها با قاشق نقرهای در دهانشان متولد میشوند.
ب. بند ناف این ادمها را با قیچی طلا بریدهاند.
۵The is now in his court. We have told him quite clearly what we think. He had to decide.
The ball is in one’s court: نوبت کسی بودن، گوی و میدان دست کسی بودن:(جعفری)
(البته هزاره عین این اصطلاح را ندارد). نوبت کسی بودن:(هزاره)
الف. توپ حالا در زمین اوست. ما نظرمان را کاملاً روشن برای او توضیح دادهایم. او باید تصمیم بگیرد.
ب. ما کاری را که باید بکنیم، کردهایم. نظرمان را کاملاً روشن برای او توضیح دادهایم. او باید تصمیم بگیرد.
یادتان باشد، فقط با چکپولهای اصل تمرین کنید، کار به چکپولهای تقلبی نداشته باشید.
--- --- ---
مطلب مرتبط: گرته برداری و زندگی روزمره
نجفی، ابوالحسن: «آیا زبان فارسی در خطر است؟»، دربارۀ زبان فارسی، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، تهران 1375[1]