’خوب ترجمه کردن آثار شکسپیر یا پوشکین به فارسی {به جای فارسی در متن اصلی فرانسه آمده است}، یعنی نوشتن متنی که شکسپیر یا پوشکین اگر به جای امکانات زبان انگلیسی یا روسی امکانات زبان فارسی را در اختیار می داشتند، آن را می نوشتند. پس ترجمۀ خوب نه ترجمۀ لفظ به لفظ است و نه ترجمۀ ادیبانه (اما غیر ممکن)، بلکه عبارت است از ابداع متنی (اعم از واژگان و جمله بندی و سبک) که نویسنده اگر زبان مادریش همان زبان مترجم می بود، آن را می نوشت. چنین ترجمه ای مستلزم دانش و هوش و تخیل بسیار است و البته باید آن را کمال مطلوب ترجمه دانست. من ادعا نمی کنم که چنین ترجمه ای تحقق پذیر باشد، اما می گویم مترجم خوب کسی است که می کوشد تا هرچه بیشتر به آن نزدیک شود.’
روژه کایوا/استاد ابوالحسن نجفی
**** «ترجمه پاسدار زبان نیست؛ خائن به زبان است. ترجمه مکر زبان را می شکند. ترجمه پل نیست؛ چاووش مغاک است.» سیاوش جمادی ------------------------------------ «ترجمه مثل نوشتن و خلق کردن است و در لحظات خاص اتفاق می افتد؛ مگر این که ماشینی ترجمه کنیم که در این صورت دیگر دغدغه ی ما اصلاً زبان فارسی نیست.» صالح حسینی ------------------------------------ «مترجم باید بیشتر به مطالعه ی نقد بپردازد. غیر از... [آثار کلاسیک]، مترجم لازم است رمان و شعر هم بخواند. یک سلسله مطالعات اختصاصی هم برای هر مترجمی لازم است که منجر به شناخت آن نویسنده ای می شود که مترجم قصد ترجمه ی آثارش را دارد.» رضا رضایی -----------------------------------