تبليغاتX
زبان و ترجمه
زبان و ترجمه
از زبان و از ترجمه
شادی هاتان بیشتر از دیروز

                                  امروزتان بهترین روز

                                                         بهترین روزتان هر روز

                                                                                  هر روزتان نوروز

                                                                                                    نورزتان پیروز




تاريخ ارسال 87/12/29، نوشتۀ علی


لویز پرانگ، کارت کریسمس ۱۸۷0

لویز پرانگ، کارت کریسمس ۱۸۷۰

best wishes for YOU, all your family, friends and those around YOU

 

 

 

تاريخ ارسال 87/10/12، نوشتۀ علی
دکتر محمد حیدری ملایری

دکتر محمد حیدری ملایری

در نگاه اول به یاد زنده­یاد خسرو شکیبایی می­افتی. خیلی به هم شبیه هستند. چهرۀ صمیمی و مهربانی دارد. ساده است. ولی در پس همین سادگی، دریایی از علم است. چیز زیادی از او نمی­دانم. فقط با جستجو در تارنمایش پی می­بری که در پاریس زندگی می­کند و استاد و صاحب­نظر در علم اخترشناسی و اخترفیزیک است.

Dr. Mohammad Heydari-Malayeri is an astronomer (première classe) at Paris Observatory in France. His main field of research is the formation and evolution of massive stars

Mohammad was born in 1947 in Malayer... He lived there with his family until the age of eight. The starry night skies of Malayer were perhaps the seeds of his fascination with the stars. He was only 4-5 years old when he started learning poems of the great Iranian poets by heart. He lived in a large family with his great-grandfather, who had a passion for poetry and could recite hundreds of verses of Ferdowsi, Hafez, Khayyam, and Rumi from memory, even though he was in his 80s...

He obtained his B.Sc. in Physics from Tehran University in 1970 and did a compulsory two-year military service...

In 1975 he was awarded a scholarship by the French government to study astrophysics in France. He earned his Doctorat d'Etat in astrophysics at Paris VII University in 1983 after receiving his Doctorat de Troisième Cycle in astrophysics in 1979 at the same institution

استاد حیدری درکنار اخترشناسی عاشق زبان فارسی و ریشه شناسی و واژه شناسی است:

Outside astronomy Mohammad is interested in linguistics and etymology, especially scientific terminology. He has contributed to a scientific terminology system in Persian which, like Greek and Latin, is an Indo-European language. His method uses the roots, prefixes, and affixes to coin Persian counterparts for new technical words. If the necessary roots and affixes do not exist in modern Persian, he goes back to the middle and old Persian and Avestan as well as to Sanskrit, Greek, or Latin to retrieve them. The international terms are adopted and grammatically treated as Persian. The whole procedure is quite complex and the final results should comply with aesthetic criteria. He is now working on an English-Persian Dictionary of Astronomy and Astrophysics in which he proposes Persian equivalents for the latest astrophysical concepts and for classical terms as well.

نوشته های انگلیسی برگفته از تارنمای دکتر ملایری است. متن کامل را اینجا بخوانید.

 

 دکتر محمد حیدری ملایری

 

 آنچه من را مشتری این تارنما، یا به قول خود استاد حیدری، تاریست، کرد، تسلط مثال­زدنی وی بر واژه و واژه­شناسی است. شیفتۀ "فرهنگ ریشه­شناختی اخترشناسی و اخترفیزیکِ" وی هستم. به همین بهانه می­خواهم شما را هم مشتری این تارنما یکنم.

بیشتر از دوسالی می­شود که این تارنما را می­شناسم. از اخترشناسی و اخترفیزیک که چیزی سر در نمی­آورم ولی مشتری "فرهنگ ریشه­شناختی اخترشناسی و اخترفیزیکِ" استاد هستم. هرچند این فرهنگ تخصصی است و دربرگیرندۀ واژه­ها و برابرهای اخترشناسی است، ولی شیوۀ کار دکتر حیدری به گونه­ای است که می­توان ردّ واژه­ها را گرفت و گام به گام نحوۀ ساخت واژه­ای را، با استناد علمی و تاریخی، یاد گرفت. اطلاعات ریشه­شناختی و واژه­شناسی فراواتنی به خواننده می­دهد. برای نمونه به درآیند (مدخل) observe توجه کنید:

  نپاهیدن     observe (v.) = nepâhidan    

Fr.: observer

To watch carefully or note for a scientific or special purpose, e.g. to observe a star (astronomy), to observe the behavior of a patient (medicine, psychology), an animal (ethology, zoology), social groups (sociology), etc.

From O.Fr. observer, from L. observare "watch over, look to, attend to, guard," from ob "over" + servare "to watch, keep safe," from PIE base *ser- "to protect;" cf. Av. har- "to guard, observe, pay attention to," haraiti "guards, keeps," harətar- "protector, watcher," harəθra- "guarding, protection," hāra- "watched, guarded," Mod.Pers. zinhâr "beware!, mind!," Gk. heros "protector, hero."

Note 1: Observation is the most important basis of empirical sciences. All theories rely on observation, and must finally be supported by observational evidence. Persian, in contrast to European languages, lacks a distinct term that recognizes observation as a conceptual premiss of sciences. In astronomy the Ar. rasad (رصد) is currently used, while in classical astronomical texts the Pers. pâyidan (پاییدن) is used mainly by prominent figures like Biruni and Tusi. However, the term rasad is never used for cases outside astronomy. The situation for other sciences is not clear. Often one resorts to the Ar. loanword mošâhedé "to look at each other," which lacks ability to form derivatives. Therefore, here we suggest a term that can be used in all fields of knowledge.

Nepâhian, from ne- + pâhidan. The prefix ne- "down; into" (as in negâh "look, glance," negaristan "to view, look at," nešastan "to sit down," nemudan "to display") from O.Pers./Av. ni- "down, into;" cf. Skt. ni "down," nitaram "downward," Gk. neiothen "from below," cf. E. nether, O.E. ni‏era, neo‏era "down, downwards, below, beneath," from P.Gmc. *nitheraz, Du. neder, Ger. nieder; PIE *ni- "down, below."
The second component pâhidan, variants pâyidan, pâsidan "to watch, observe, look steadily;" Mid.Pers. pây- "to protect, guard;" Sogdian p'y "to observe, protect, watch over;" O.Pers. pā- "to protect," pāta- "protected;" Av. pā- "to protect," pāti "guards," nipā(y)- (with ni-) "to watch, observe, guard," nipātar- "protector, watcher," nipāθri- "protectress;" cf. Skt. pā- "to protect, keep," tanû.pā- "protecting the body," paś.pā- "shepherd;" Gk. poma "lid, cover," poimen "shepherd;" L. pascere "to put out to graze," pastor "shepherd;" Lith. piemuo "shepherd;" PIE base *pā- "to protect, feed."

Note 2: Since pây-, pâyidan is used for → conserve (v.), we adopt the variant pâh-, pâhidan, which is extant in Lâri and Gerâši dialects; cf. Gilaki pâstan, pâssan "to guard, pay attention." In fact the interchange of phonemes h, i and s is not rare in Indo-European languages.

Note 3: Examples of pâyidan "to observe" in astronomy, from Biruni's al-Tafhim (written c. 1029 A.D.)
p. 313: و بپای ارتفاع آ فتاب را.
p. 64: و بپای تا بدایره اندر آید.

Note 4: As indicated above, nepâh- exists in Av. as nipāy- "to watch, protect."

 نپاهیده    observed = nepâhidé    

 نپاهنده، نپاهشگر، نپاهگر    observer = nepâhandé, nepâhešgar, nepâhgar    

 قفس ِ نپاهگر، ~ نپاهنده   observer's cage = qafas-e nepâhgar, ~ nepâhandé    

 نپاهشگاه    observatory = nepâhešgâh    

 

سفر خوبی به دنیای واژگان بود، نه؟ پر از نکته­های آموزشی است. این تنها یکی از درآیندهاست. فرهنگ برخط تاریست فعلن تا پایان حرف Q را در برمی­گیرد. که بقیۀ حروف نیز کم­کم اضافه خواهند شد. همین­جا اشاره بکنم که این فرهنگ پیشتر به صورت کتاب در ایران چاپ شده است. متأسفانه هیچ خبری از شناسنامۀ آن ندارم! 

از دوست­داران و علاقه­مندان به اخترشناسی، اخترفیزیک، واژه­شناسی، واژه­سازی، و... دعوت می­شود به تاریست دکتر حیدری سر بزنند و کمال استفاده را ببرند.

 

 

تاريخ ارسال 87/08/28، نوشتۀ علی
 

کی این آقا رو می شناسه؟ لطف می کنین چند خطی از اون برام بنویسین؟

این آقا کیه؟

حداقل اسمشو بنویس!


 دریغا! فقط یکی پیدا شد اسم این بزرگ مرد را بنویسد! شاید... ولش کن.

همایون صنعتی

اعجوبه! آنقدر زندگی جالبی دارد که آدم در می ماند از کجا شروع کند. از انتشارات فرانکلین که معروف ترین کار اوست؟ از دائرة المعارف مصاحب که حاصل فکر و ابتکار او بود؟ از چاپ کتابهای درسی که به دست او سامان یافت؟ از سازمان کتابهای جیبی که انقلابی در تیراژ کتاب ایران ایجاد کرد؟ از مبارزه با بی سوادی که اول بار او شروع کرد؟ از چاپخانه افست که او بنا نهاد؟ از کاغذ سازی پارس که او بنیانگذارش بود؟ از کشت مروارید که در کیش آغاز کرد؟ از کارخانه رطب زهره که به دست او پا گرفت؟ از پرورشگاه صنعتی که همچنان زیر نظر اوست؟ از خزرشهر که بنیاد اصلی اش را او گذاشت؟ از « گلاب زهرا » که به دست او ساخته شد؟ از کتابهایی که ترجمه کرده؟ از شعرهایی که سروده؟ از مقالاتی که نوشته؟ واقعا بعضی ها در نوسازی ایران سهم قابل ملاحظه دارند. سهم همایون صنعتی زاده در نوسازی ایران فراموش نشدنی است.

همایون صنعتی

 

متن کامل را در تارنمای BBCPersian.com بخوانید.

 

 

تاريخ ارسال 87/08/09، نوشتۀ علی
 

غضنفر می­بینه که دو تا از هیکلی­های محله­شونو به­خاطر دعوا و چاقوکشی گرفتن و دارن می­برن پاسگاه. غضنفر می­پره زیر بازوی یکی­شونو می­گیره و خطاب به مأمور پلیس می­گه: اِ... اِ... اِ... ما سه­تا را کجا می­برین؟

 

دقیقاً یک سال از درگذشت شاعر دوست­داشتنی، قیصر امین­پور، می­گذرد. همین پارسال بود که مقاله پشت مقاله و حتی ویژه­نامه دربارۀ امین­پور نوشته و چاپ می­شد. این کار خوب که هیچ، خیلی هم آموزنده برای من و امثال من هست که شاعر را از زوایای دیگر، و از دید دوستان و آشنایانش بشناسیم. ولی در این­گونه موارد که درباره­نویسی (دربارۀ امین­پور، دربارۀ شعرهای امین­پور، دربارۀ اخلاق قیصر، دربارۀ...) به اوج می­رسد، فرصتی هم برای برخی پیش آمده و می­توانند در سایۀ فرد بزرگی عرض­اندام کرده و خودنمایی کنند. دقیقاً به خاطر دارم که توی روزنامۀ همشهری یک آقایی ستونی را از آن خود کرده بود و به قول خودش می­خواست آخرین لحظه­های زندگی امین­پور (فکر کنم نوشته بود قیصر امین­پور ساعت 2 بعد از ظهر دچار ناخوشی شده و... خیلی مطمئن نیستم) را که وی درک کرده بود! به من خواننده بگوید. از مدرک خودش گفت، از رابطۀ دوستی­اش با امین­پور، از شاعر بودنش، و مهمتر، از تأیید شدن شعرش در نگر امین­پور!

 

اصولاً در هر کاری، از بازیگری گرفته تا نویسندگی و داستان­سرایی و ... نقش اول بیشترین و تأثیرگذارترین نقش را در جریان کار دارد. ولی در این مقاله، و چندین مقالۀ این­چنینی دیگر که من نخواندم، نقش اول را "منِ" نویسنده بازی می­کرد و قیصر بیچاره فقط اسمش در عنوان می­آمد و اگر هم در میان متن، تنها در معیّت "منِ" نویسنده بود.

 

از سفر پارسال برمی­گردیم به امسال و، اما، به یک روز گذشته، یک­شنبه. روزی که صفحات روزنامه­ها آمادۀ هجوم درباره­نویس­های عرض­اندامی بود. باری، طاهره صفارزاده به دیار باقی شتافت (روحش شاد) و بهانه­ای به دست بعضی­ها داد تا با نوشته­شان، بیشتر از اینکه به یاد بزرگِ از دست رفته بیفتیم، به یاد غضنفر می­افتیم. البته بگویم که تعداد اینها اندک است و نوشته­های دیگر واقعاً خواندنی و باارزش هستند. مثلاً از خواندن مقالۀ شاعري با گرايش هاي متفاوت  واقعاً لذت بردم. رک و راست است. دست­کم دو سه چیز یاد گرفتم. ولی به یک مقاله­ای برخوردم که نویسنده در سرتاسر متن مشغول عرض کردن اندامش بود!!! قبل از اینکه ادامۀ نوشته را بخوانید، نگاهی به مقاله بیندازید: طاهره، طاهره بود.

 

بدنیست از مقاله آمارگیری کنیم:

دفعات تکرار نام طاهره صفارزاده: 8 بار

دفعات تکرار صفارزاده، بدون طاهره (منظور اشاره به نقش اول است): 5 بار

دفعات تکرار "من": 10 بار

دفعات آوردن ضمیر "م" (17 سالگی­ام، کردم، برایم،...): 34 بار

و اضافه کنید دو جملۀ زیر را که اگرچه "من" و "م" ندارند ولی دقیق­تر از این دو، تیر را به هدف زده­اند:

... و وقتي در برابر نقد تحسين آميز كسي به نام احمد ميراحسان­ در مجله زمان قرار گرفت..

حال، ما همديگر را پيدا كرده بوديم. شكل مادرم شده بود و دوستي ما عمق گرفت و مدام مي خواست به او سر بزنم...

شايد من تنها كسي بودم كه با او حرف مي زد.

 

نویسنده، یعنی من (-:، مشکلی با این ارتباط نزدیک میراحسان با صفارزاده و اتفاقاتی که بین­شان افتاده، ندارم. همۀ صحبت­های آقای میراحسان هم راست و عین واقعیت هستند. ولی... آیا جایش اینجاست، و در این زمان؟ بهتر نیست بیشتر به خود نقش اول بپردازیم و از او بگوییم؟ بهتر نیست که چند نکته از او بیاوریم تا برای خواننده درس شود و چیزی یاد بگیرد، یا طوری از او بگوییم که برای منی که مترجم نوپا و کم­مایه­ای هستم، الگو شود؟ و البته آقای میراحسان نکته­ها آورده، ولی خیلی چیزهای دیگر هم آورده که کاملاً بی­مورد و بی­جا بوده.

 

 
تاريخ ارسال 87/08/06، نوشتۀ علی
اعجوبه! آنقدر زندگی جالبی دارد که آدم در می ماند از کجا شروع کند. از انتشارات فرانکلین که معروف ترین کار اوست؟ از دائرة المعارف مصاحب که حاصل فکر و ابتکار او بود؟ از چاپ کتابهای درسی که به دست او سامان یافت؟ از سازمان کتابهای جیبی که انقلابی در تیراژ کتاب ایران ایجاد کرد؟ از مبارزه با بی سوادی که اول بار او شروع کرد؟ از چاپخانه افست که او بنا نهاد؟ از کاغذ سازی پارس که او بنیانگذارش بود؟ از کشت مروارید که در کیش آغاز کرد؟ از کارخانه رطب زهره که به دست او پا گرفت؟ از پرورشگاه صنعتی که همچنان زیر نظر اوست؟ از خزرشهر که بنیاد اصلی اش را او گذاشت؟ از « گلاب زهرا » که به دست او ساخته شد؟ از کتابهایی که ترجمه کرده؟ از شعرهایی که سروده؟ از مقالاتی که نوشته؟ واقعا بعضی ها در نوسازی ایران سهم قابل ملاحظه دارند. سهم همایون صنعتی زاده در نوسازی ایران فراموش نشدنی است.

متن کامل و دیگر مطالب مربوط را در اینجا بخوانید.

 

 

 

تاريخ ارسال 87/06/20، نوشتۀ علی
پشت ميزنشيني اين روزها كار اكثر مردم شده است. اكثر ما بيش از نصف روز را پشت ميزهاي كار خود مي‌نشينيم و بدون اين‌كه تحركي به بدنمان بدهيم، كار مي‌كنيم .از سوي ديگر زندگي مدرن و ماشيني امروزي در بقيه ساعات نيز تحرك را از انسان‌ها گرفته است، اما بدن ما طوري طراحي نشده است كه بتوانيم ساعت‌هاي متمادي را پشت ميز بنشينيم. اين عمل در درازمدت باعث وارد آمدن آسيب‌هايي به بدن ما خواهد شد كه سلامتي ما را به خطر مي‌اندازد. اگر گرفتاري‌هاي دنياي امروزي آنقدر زياد شده كه وقت براي ورزش نداريد، حداقل پشت ميز خود قدري تحرك داشته باشيد.
گردن‌هاي بيمار

گردن درد بيماري مسلم پشت ميزنشين‌ها بخصوص كاربران هميشگي رايانه است. براي اين‌كه گردنتان آسيب نبيند حركات گردن را فراموش نكنيد. كافي است سرخود را به آرامي به طرف راست خم كنيد. 3 ثانيه همين حالت را حفظ كرده و سپس سر را به حالت عادي برگردانيد. همين حركت را با خم كردن سر به طرف چپ تكرار كنيد، هيچ‌گاه اين حركت ساده را به چرخش گردن و مشكلي براي گردن خود تبديل نكنيد و هميشه برگشتن به حالت صاف به مدت 3 ثانيه در بين دو حركت را انجام دهيد. براي تقويت عضلات شانه و گردن هر دو شانه را همزمان بالا بياوريد تا موازي گو‌ش‌ها و با فاصله كمي از آنها قرار بگيرند. سپس شانه‌ها را به طرف عقب چرخانده و به پايين و حالت طبيعي برگردانيد.

شانه‌هايت را فراموش نكن‌

براي رفع خستگي و تقويت عضلات بازو و شانه، بازوها را آرام بكشيد و دست‌ها را در دو طرف بدن در امتداد شانه‌ها نگه داريد. سپس هر دو شانه را به آرامي ابتدا در جهت عقربه‌هاي ساعت و سپس در خلاف آن بچرخانيد. اگر قدري فرصت داريد يك كتاب سنگين را دست بگيريد سپس دست خود را به طور عمودي بالاي سر ببريد، 3 ثانيه نگه‌داريد و سپس پايين بياوريد. در حركت بعدي همچنان كه كتاب را در دست داريد، بازوي خود را بكشيد و كتاب را جلوي بدن خود نگاه داريد و دوباره به حالت طبيعي برگرديد. اين حركت را با دست ديگر نيز تكرار كنيد بعد از مدتي مي‌توانيد تمرين را با اشياي سنگين‌تر انجام دهيد.

كمر و فنر

ضعف عضلات شكم و پشت موجب كمردرد يا تغيير شكل بدن مي‌شود. گاهي اين ضعف عضلاني به حدي شديد است كه فرد مكرر به دليل كمردرد مجبور به استراحت در منزل مي‌شود. براي تقويت عضلات كمر در حالت نشسته روي صندلي به جلو خم شويد و با انگشتان خود زانوها، مچ‌‌پا و زمين را لمس كنيد. در هر كدام از اين سه مرحله 5-3 ثانيه مكث كنيد .براي تقويت عضلات شكم نيز همان طور كه پشت ميز كار خود نشسته‌ايد عضلات شكم را چند بار و هر بار به مدت 10 دقيقه سفت و بعد رها كنيد.

فراموش نكنيد بيش از 50 دقيقه به طور ممتد پشت ميز خود ننشينيد، بلكه بعد از 50 دقيقه نشستن چند دقيقه بلند شويد، كمي راه برويد و كمر خود را به طرفين خم و راست كنيد.

پا فراموش نشود

خطر به وجود آمدن لخته خون در حالت نشسته در پاهاي فرد در ساعات طولاني پشت ميزنشيني به نحو قابل ‌ملاحظه‌اي افزايش مي‌يابد. به همين علت كارمندان پشت ميزنشين بايد به ورزش‌هايي بپردازند كه عضلات پاها در آنها بيشتر به كار واداشته مي‌شود و سعي كنند ماهيچه‌هاي پاها را حين كار مرتب حركت دهند و منقبض و منبسط كنند.

ورزش پشت میز

براي اين‌كه پاها را فراموش نكرده باشيد در حالي كه پشت شما صاف است و روي صندلي نشسته‌ايد يك پا را موازي با زمين با زانوي 90 درجه خم شده‌ بلند كنيد، طوري كه حدود 20 سانتي‌متر از زمين فاصله داشته باشد. اين حالت را براي 5 ثانيه نگه داريد و پا را از مچ تا جايي كه ممكن است به سمت بالا خم كنيد. اين حركت را با پاي ديگر تكرار كنيد.

تنبلي بسه‌

درست است كه ما مجبوريم ساعت‌ها پشت ميز كار كنيم، اما اين به معناي آن نيست كه نمي‌توان چند دقيقه‌اي هم در روز براي سلامتيمان وقت بگذاريم. كافي است تنبلي را كنار بگذاريم. ورزش‌هاي ساده را مي‌توان نشسته پشت ميز كار يا ايستاده كنار آن انجام داد. اين ورزش‌ها كمك مي‌كند گردش خون بهتر شود، خمودي كم شود و ذهن هوشيارتر شود، در اين شرايط هم بازده كار بيشتر مي‌شود، هم سلامت از يادها نمي‌رود.

منبع: جام جم

 ----------------------------

برای سلامتی خودتان هم که شده حتمن به ایــــنـــــــــــجـــــــــــــــــــــــــــا رفته و نرم افزار فوق العاده مفید نرمش های محیط کار را دریافت کنید.



 

 

تاريخ ارسال 87/06/18، نوشتۀ علی
قالب تارنگار