
Publisher: Collins Cobuild
It has phonetic transcriptions, so you can read how to pronounce every word. The transcriptions are based on the International Phonetic Alphabet (IPA) — the most popular phonetic alphabet in the world

Author: Richard A. Spears
Publisher: McGraw-Hill
File size: 4,2 Mb
File type: PDF
Author: Christine Ammer
Publisher: Houghton Mifflin
File size: 3.59 MB
File type: Pdf
Book Description
"Bite the bullet", " get on the stick", "make no bones about it", " take the cake". The American Heritage(R) Dictionary of Idioms covers almost 10,000 expressions. Its main fare is, of course, idioms - groups of two or more words that together mean something different from the literal meaning of the individual words. In addition, this book discusses verb phrases such as " act up", "freeze out", and " get down", figures of speech such as "dark horse" and "blind as a bat", interjections and formulas like "says who" and " tough beans", common proverbs like a "bird in the hand", and slang terms such as "buy the farm" and "push up daisies". Each entry is defined and has an example sentence showing the expression in context. Most entries offer an explanation of the expression's literal meaning or origin and include information about its first appearance in English

Author: Ian Stuart-Hamilton
Publisher: Jessica Kingsley Publishers
File size: 1.5 Mb
File type: PDF
Author: M M Sastry
File size: 438 KB
File type: PDF

Encyclopaedia Britannica, INC | 2008 | ISBN:9781593394141 | PDF | 992 pages | 48557 KB
Searching for facts? Look no further than the 2008 Britannica Almanac. With thousands of facts, tidbits, and statistics on every subject imaginable—from people and current events to health and business to history, sports, and religions—you will get the most complete coverage an almanac can offer. With sections like "The Year in Review," you can recall major events of the past year. Browse "Celebrities and Newsmakers" and discover the people who stood out in 2007. Plus, find out the Britannica editors' picks on theatre, opera, and classical music in "Britannica Greats." All this and more make the 2008 Britannica Almanac the most complete almanac for today's world
|
|
Publisher: Encyclopedia Britannica, Inc
File size: 23,72 MB
File type: djvu
SOFTWARE (for *.djvu files
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وفايي كه اخيرا تصحيح او از «مفتاح الاسرار» نوشتهي محمد آدينه خوارزمي منتشر شده است، در ادامهي فعاليت پژوهشياش در حوزهي زبان و ادبيات فارسي، به تأليف فرهنگي دربارهي لغات مخفف زبان فارسي پرداخته، كه به گفتهي خودش، در اين اثر به تبيين چگونگي تخفيف يافتن برخي واژگان زبان فارسي در گذر زمان ميپردازد.
اين مدرس زبان و ادبيات فارسي بر اين مسأله تأكيد دارد كه اين فرهنگ را طي 15 سال و با تحقيق در متون دست اول ادبيات كهن فارسي تدوين كرده است.
او علاوه بر تدوين واژگان مخفف زبان فارسي در اين كتاب پانصدصفحهيي، به تبيين قواعد علمي چگونگي اين امر پرداخته است و البته تأكيد دارد كه اين اتفاق اولينبار است كه در حوزهي پژوهشهاي زبان فارسي صورت ميگيرد.
دانشيار دانشگاه علامه طباطبايي همچنين كتابهاي عرفاني «روضهي خلد» مجد خوافي و «مرادالعارفين» صوفي اللهيار را تصحيح كرده است كه به زودي از سوي انتشارات سخن منتشر ميشوند.
كتاب «مراد العارفين» اثر صوفي اللهيار - از عارفان ازبكستان - در حوزهي عرفان اسلامي است، كه با تأثيرپذيري از ادبيات كلاسيك ايران، تأليف، و در آن از نظم و نثر استفاده شده است.
صوفي اللهيار 200 سال پيش ميزيسته و غير از اين اثر، چهار جلد كتاب ديگر در حوزهي عرفان به نگارش درآورده است.
همچنين تفسير «مثنوي» با عنوان «مفتاح الاسرار» اثر شيخ محمد آدينه خوارزمي كه اخيرا منتشر شده، اثري است كه به 300 سال پيش تعلق دارد.
«مفتاح الاسرار»، تفسير مثنوي مولانا، در انستيتو ابوريحان بيروني ازبكسان نگهداري ميشود.
عباسعلي وفايي متولد سال 1344، فارغالتحصيل دكتري زبان و ادبيات فارسي و هماكنون دانشيار دانشگاه علامه طباطبايي است. او به مدت سه سال به عنوان رايزان فرهنگي ايران در ازبكستان فعاليت كرده و هماكنون نيز رييس مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي و دبير شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي است.
به قلم وي تا كنون حدود 13 كتاب تأليف يا تصحيح منتشر شده، كه از آن ميان به تصحيح ديوان سلمان ساوجي، تأثير زبان فارسي بر زبان ازبكي، سيماي فرهنگي ازبكستان، و دانشنامهي زبان و ادبيات فارسي قرن 20 ازبكستان ميتوان اشاره كرد.
منبع: ایسنا

Author: Mohandas Karamchand Gandhi
Publisher: Beacon Press
File size: 1799 KB
File type: PDF

Author: Philip Gooden
Publisher: Bloomsbury
File size: 1181 KB
File type: PDF
Who's Whose? is an entertaining and straightforward guide to the most commonly confused words in English today, with real examples of good and bad usage to make differences crystal-clear.
The Embarrassment Rating involved in each mistake is included, together with an explanation of why the confusion happens and how to avoid it in the future.
So if you mistrust (or distrust?) your spellchecker and want to maintainor improve your written English, this is the perfect companion for you

Author: englishenglish.com
Publisher: englishenglish.com
File type: HTML
مقالۀ زیر برگفته از پایگاه BBCPERSIAN.com است که به دلیل فیلتر بودن، کل متن را در اینجا آورده و پیوندی داده نشده است. البته بر این مقاله نقدهایی هم شده، و مخالفان و موافقانی هم دارد. خواندن آن مقالات نیز خالی از لطف نیست. اگر پیوندی برای هر یک از این نقدها پیدا کنم، آن را در انتهای همین مقاله میگذارم.
فارسی زبانی عقیم؟، مقاله ای از دکتر باطنی
مقالۀ "فارسی زبان عقیم" اول بار ۱۹ سال پیش نوشته و منتشر شد. ما این مقاله را به عنوان یکی از مقالات دکتر باطنی در زمینۀ زبان شناسی انتخاب کرده ایم تا نمونه ای از کارهای او برای کسانی به دست داده باشیم که با کارهای او آشنایی ندارند. گفتن این نکته نیز ضرورت دارد که مقاله در اصل خود مفصل تر از چیزی است که در اینجا آمده است. آن را مقداری کوتاه کرده ایم.
محمد رضا باطنی
دربارهً زیبایی، شیرینی، گنجینهً ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع بینی به مطالعهً توانایی های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعهً ما باشد؟ آیا در آن کاستیی هایی یافت می شود، و اگر یافت می شود چگونه می توان آنها را برطرف ساخت؟
یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبان را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد ( از جنبهً ادبی، نحوی، واژگانی و شاید هم از جنبه های دیگر). بحث ما دراینجا به خلاقیت یا زایایی در واژگان زبان محدود می شود. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعهً آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارایی زبان خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند.
از نظر زبانشناختی، زایایی واژگانی به مبحث اشتقاق یا واژه سازی مربوط می شود ( ازاین پس" زایایی" به کار می بریم به جای زایایی واژگانی ). اشتقاق یعنی اینکه ما بتوانیم از اسم یا صفت فعل بسازیم. از فعل اسم یا صفت بسازیم و مانند آن. با اندکی تسامح می توان گفت اشتقاق یعنی گذر از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر. بنابراین، اگر بخواهیم به میزان زایایی یک زبان پی ببریم و احتمالا آن را با زایایی زبان های دیگر مقایسه کنیم، باید ببینیم در آن زبان با چه درجه از سهولت می توان از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر رفت. از میان تغییرات اشتقاقی گوناگون، آنکه از همه مهم تر است گذر از مقولهً اسم یا صفت به مقولهً فعل است، یا به بیان ساده تر، ساختن فعل از اسم و صفت است. دلیل این امر آن است که فعل خود از زایایی زیادی برخوردار است و می توان از آن مشتق های دیگری به دست آورد. مثلا" در زبان انگلیسی از ion " یون" که اسمی است از اصطلاحات فیزیک و شیمی فعل می سازند و سپس از آن مشتق های دیگر به ترتیب زیر به دست می آورند:
ion ionizable
ionize ionizability
ionized ionization
ionizing ionizer
و سپس از راه ترکیب این مشتق ها با واژه های دیگر اصطلاحات جدیدی می سازند:
ionization chamber
ionization energy
ionization potential
ionization track
ionizing radiation
ionized gas
به طوری که می بینیم، پس از اینکه ion با استفاده از پسوند ize به فعل تبدیل شد می تواند منشاء هفت مشتق یا واژهً جدید باشد که خود می توانند با واژه های دیگر ترکی شوند و شش اصطلاح جدید بسازند که جمعا ۱۳ واژه و ترکیب می شود، واین به هیچ وجه پایان زایایی فعل ionize نیست.
اما ببینیم در زبان فارسی وضع چگونه است:
۱.در فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد.
۲.در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی نمی توان به طور عادی از اسم یا صفت فعل ساخت.
۳.شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند و از گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است.
۴.از این شمار اندک نیز بسیاری در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد.
۵.از "مصدرهای جعلی" فارسی، چه آنها که از اسم های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از واژه های عربی ساخته شده اند، مشتق به دست نمی آید. به بیان دیگر، مصدرهای جعلی زایایی ندارند.
۶.نتیجه: زبان فارسی، در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی برای واژه سازی علمی از زایایی لازم برخوردار نیست و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.
ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نکاتی را که فهرست وار در بالا برشمردیم با شواهد کافی همراه کنیم و در پایان نیز توصیه هایی را که مفید به نظر می رسند ارائه دهیم.
۱- گفتیم در فارسی فقط فعل های ساده هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد. اثبات این امر بسیار ساده است. به عنوان مثال فعل " نمودن " را در نظر بگیرید. ما از این فعل مشتق های زیادی به دست می آوریم: نمود، نمودار، نموده، نمونه، نما، نمایان، نمایش، نماینده ( و مشتق های دیگری نظیر: نماد، نمادین، نمادگری، نمایه، که به تازگی ساخته و رایج شده اند و نیز مشتق های درجه دومی نظیر: نمایندگی، نمایشگاه، نمایشنامه، نمایشی، که با افزودن پسوندی به مشتق های درجهً اول ساخته شده اند. ) با این همه " نمودن " به معنایی که سعدی در این شعر به کار برده است:
دیدار می نمایی و پرهیز می کنی
بازار خویش و آتش ما تیز می کنی
در گفتار و نوشتار امروزه بسیار کم به کار می رود تاجایی که می توان گفت این فعل از بین رفته یا در شرف از بین رفتن است. در زبان فارسی متداول فعل مرکب " نشان دادن " جانشین معنی متعدی آن شده و فعل های مرکب " به نظر آمدن " و " به نظر رسیدن " نیز جانشین معنی لازم آن شده اند. ولی این فعل های مرکب عقیم هستند و هیچ مشتقی از آنها به دست نمی آید. به بیان دیگر، اگر ما فعل سادهً "نمودن" را از اول نداشتیم و از همان آغاز این فعل های مرکب به جای آن به کار رفته بودند، امروزه هیچ یک از مشتق هایی که در بالا برشمردیم در فارسی وجود نداشت ( ۱ ).
به عنوان مثال دیگر می توان "فریفتن" و "فریب دادن" را مقایسه کرد. از "فریفتن" که مصدری ساده یا بسیط است می توان مشتق هایی به دست آورد: فریفته، فریفتگی، فریب، فریبا، فریبایی، فریینده، فریبندگی. ولی از "فریب دادن" که مصدری مرکب است مشتقی به دست نمی آید.
"فریفتن" در گذشته به صورت لازم و متعدی هر دو به کار می رفته است. ولی امروزه معنی لازم خود را بکلی از دست داده است و در معنی متعدی نیز کاربرد زیادی ندارد. بسامد یا فراوانی کاربرد " فریب دادن" از " فریفتن" بسیار بیشتر است، و اگر روند تبدیل فعل های ساده به مرکب همچنان ادامه یابد در آینده جانشین بلامنازع " فریفتن " خواهد شد.
۲- در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی به طور عادی نمی توان از اسم یا صفت فعل ساخت. زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و برای مفاهیم تازه نیز از همین الگو استفاده می کند. ذکر چند مثال موضوع را روشن خواهد ساخت. در انگلیسی از television فعل televise و در فرانسه فعلteleviser را ساخته اند.
درعربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفز، یتلفز. اما ما در فارسی می گوییم " از تلویزیون پخش کرد". در انگلیسی واژهً telephone را به صورت فعل هم به کار می برند. در فرانسه نیز از آن فعل telephoner را ساخته اند. در عربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفن، یتلفن. اما ما در فارسی از فعل مرکب " تلفن کردن " استفاده می کنیم. در انگلیسی از واژهً philosophy " فلسفه" فعل Philosophize و در فرانسه از philosophie فعلphilosopher را ساخته اند.
در عربی هم از فلسفه فعل می سازند و می گویند تفلسف، یتفلسف. اما ما در فارسی اگر مورد قبول واقع شود، می گوییم " فلسفه پرداختن" یا "به فلسفه پرداختن".
وقتی دکتر محمود هومن مصدر " فلسفیدن" را ساخت و در نوشته های فلسفی خود به کار برد، مورد پسند قرار نگرفت و آن را " دور از ذوق سلیم" دانستند. در انگلیسی از صفت polar فعل polarize و در فرانسه از صفت polaire فعل Polarizer را ساخته اند. در عربی نیز از قطب فعل می سازند و می گویند استقطب، یستقطب. ولی ما ترجیح می دهیم بگوییم " قطبی کردن" و مصدر " قطبیدن" را جعلی و مشتقات آن را "جعلیات" می دانیم. در انگلیسی از iodine "ید" فعل iodize و در فرانسه از iode فعل ioder را ساخته اند. در عربی نیز از آن فعل می سازند و می گویند یود، ییود. ولی ما در فارسی ترجیح می دهیم بگوییم "با ید معالجه کردن" یا "ید زدن به".
مثال های فوق کافی است که نشان دهد زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و فعل بسیط جدید نمی سازد. از فعل هایی که در انگلیسی و فرانسه و عربی ساخته می شوند، ونمونه های آنها در بالا ذکر شدند، به راحتی می توان مشتق های جدیدی به دست آورد، همان گونه که دربارهً مشتق های ionize در بالا مشاهده کردیم. ولی ما در فارسی به راحتی نمی توانیم از "عبارت های فعلی" خود مشتق های جدید بسازیم ( به طوری که از مثال ها نیز فهمیده می شود، در اینجا منظور ما از فعل مرکب، فعل های پیشوند دار نیست).
۳- شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند واز گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است. آقای دکتر خانلری در کتاب تاریخ زبان فارسی فهرست افعال ساده را "اعم از آنچه در متن ها مکرر آمده است و آنچه در زبان محاورهً امروز به کار می رود " (۲ ) به دست داده است.
در این فهرست فقط ۲۷۷ فعل وجود دارد. اما یک نگاه گذرا به فهرست مزبور نشان می دهد که تعداد زیادی از افعال درج شده نه در گفتار امروز به کار می روند و نه در نوشتار. فعل هایی از این قبیل: غارتیدن، آهیختن، اوباشتن، بسودن، چمیدن، خستن، خلیدن، سپوختن، زاریدن، سگالیدن، شکفتن، گساردن، کفیدن، طوفیدن، مولیدن، گرازیدن، موییدن، خوفیدن، و تعداد کثیری دیگر.
در واقع تعداد فعل های سادهً فارسی که فعال هستند، یعنی در گفتار و نوشتار به کار می روند، از رقم ۲۷۷ بسیار کمتر است. در سه بررسی جداگانه که سه دانشجوی رشتهً زبانشناسی ( ۳ ) در دورهً تحصیل شان در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران انجام داده اند و فعل های ساده را از متن گفتار و نوشتار روزمره استخراج کرده اند، بالاترین رقم ۱۱۵ بوده است.
با افزودن فعل هایی که بسامد آن ها کمتر است، ولی هنوز در نوشتا ر به کار می روند این رقم بین ۱۵۰ و ۲۰۰ قرار می گیرد؛ یعنی در زبان فارسی حد اکثر ۲۰۰ فعل سادهً فعال وجود دارد که از آنها می توان مشتق به دست آورد!
دکتر خانلری پس از ذکر شمار اندک فعل های سادهً فارسی، در پانوشت صفحه ۲۵۸ همان اثر می نویسد: "مقایسه شود با شمارهً فعل ها در زبان فرانسوی که به ۴۱۶۰ تخمین شده است."
در زبان انگلیسی که گذر از مقولهً اسم به فعل بسیار آسان است و بسیار فراوان نیز رخ می دهد، تعداد فعل های ساده و زایا بسیار بیشتر است. من با مراجعه به فرهنگ انگلیسی Random House توانستم در بین واژه هایی که با پیشوند tele ساخته شده اند و فقط ۵/۱ صفحه از ۲۲۱۴ صفحهً این فرهنگ را تشکیل می دهند، ۱۶ فعل ساده پیدا کنم که همه دارای مشتقات خاص خود هستند.
اگر این نمونه برداری "مشتی نمونهً خروار" باشد، در این صورت می توان گفت در فرهنگ مزبور در حدود ۲۳۰۰۰ فعل ساده وجود دارد (۴).
اینکه فعل های ساده در فارسی کم اند و به تدریج جای خود را به فعل های مرکب می دهند توجه دیگران را نیز جلب کرده است.
محمد رضا عادل در مقاله ای با عنوان "فعل در زبان فارسی" در شمارهً بهار و تابستان ۱۳۶۷ رشد: آموزش ادب فارسی، چنین می نویسند: "همان گونه که گفته شد، افعال ساده روز به روز روی به کاهش دارد و استعمال افعال مرکب فزونی می یابد. این امر تا بدان پایه است که گاه در چند جملهً متوالی نشانی از فعل ساده نیست..." و نمونه هایی نیز در تایید گفته خود ارائه می کنند.
یک نمونه برداری از فعل های مرکب، فراوانی کاربرد آنها را در زبان فارسی نشان می دهد. در این پژوهش تقریبا سه هزار فعل مرکب به دست آمده است که از این تعداد، ۱۰۵۶ فعل آن با " کردن " ساخته شده اند مانند: آزمایش کردن، گود کردن، نامزد کردن و غیره ( ۵ ).
۴- از این شمار اندک فعل های فارسی که به ما رسیده اند نیز بسیاری در حال از بین رفتن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد ( ۶ ). قبلا گفتیم که فعل " نمودن " در حالت متعدی جای خود را به " نشان دادن " و در حالت لازم به " به نظر آمدن " و " به نظر رسیدن " داده است، که همه فعل های مرکب عقیم هستند. نیز گفتیم که در برابر فعل سادهً " فریفتن "فعل مرکب" فریب دادن " و " گول زدن " قرار دارند که کاربرد آنها بسیار بیشتر از " فریفتن " است و احتمال دارد در آینده این فعل ساده را بکلی از میدان به در کنند و جانشین آن گردند. در اینجا به چند نمونهً دیگر اشاره می کنیم.
فعل "شایستن" امروز بکلی از بین رفته و جای خود را به "شایسته بودن" داده است. مشتق های " شایسته "، " شایستگی "، " شایان " و " شاید" بازماندهً روزگار زایایی این فعل هستند.
فعل " بایستن " بکلی از بین رفته و جای خود را به فعل های مرکب " لازم بودن"، " واجب بودن " و نظایر آن داده است. " باید " ( و صورت های دیگر آن مانند " بایستی " و غیره ) و " بایسته " تنها بازماندگان این فعل هستند. فعل " خشکیدن " و متعدی آن " خشکاندن " بسیار کم و در بعضی از لهجه ها به کار می روند، و فعل های مرکب " خشک شدن " و " خشک کردن" جانشین آنها شده اند.
واژه های " خشک " ، " خشکه " و " خشکی " مشتق های بازماندهً این فعل هستند. فعل " گریستن " بسیار کم به کار می رود و جای خود را به " گریه کردن " داده است، و صورت متعدی آن " گریاندن " نیز جایش را به " به گریه انداختن" واگذار کرده است. واژه های " گریان " و " گریه " تنها مشتق های بازمانده از فعل " گریستن " هستند.
" آمیختن " تقریبا از استعمال افتاده است. معنی لازم آن بکلی از بین رفته و در معنی متعدی هم جای خود را به " مخلوط کردن " یا " قاتی کردن " داده است. واژه های " آمیزش " و " آمیزه " تنها مشتق هایی هستند که از این فعل باقی مانده اند. فعل " نگریستن " از استعمال افتاده و جای خود را به " نگاه کردن " و " مشاهده کردن " داده است.
صورت های " نگران "، " نگرانی " و " نگرش " مشتقات رایج این فعل هستند که باقی مانده اند. " شتافتن " دیگر به کار نمی رود و جای خود را به " عجله کردن"، " شتاب کردن"، " با شتاب رفتن " و مانند آن داده است، و "شتاب" و " شتابان " مشتق های بازماندهً آن هستند.
البته در زبان پهلوی نیز فعل های مرکب وجود داشته است، مانند "نیگاه کردن"، "ایاد کردن" به معنی "به یاد آوردن"، "به خاطر آوردن" ولی تعداد این فعل های مرکب بسیار کم و ناچیز بوده است( ۷ ).
کاربرد فعل های ترکیبی در فارسی کهن رایج شده و با گذشت زمان شتاب بیشتری گرفته است. آقای دکتر علی اشرف صادقی می نویسند: "این گرایش در دوره های بعد بسیار زیادتر شده... " و نیز " به نظر می رسد که زبان فارسی هنوز در مسیر این تحول پیش می رود. شاید امروز دیگرنتوان افعال مختوم به " ئیدن " را با قاعده شمرد، چه دیگر هیچ فعل جدیدی به این صورت ساخته نمی شود. برعکس، ساختن افعال گروهی با " کردن"، "زدن" و جز آن بسیار شایع است: تلفن کردن ( زدن )، تلگراف کردن ( زدن )، پست کردن و غیره. " ( ۸ ).
آقای دکتر خانلری در اثر یاد شده در صفحه ۳۳۱ می نویسند: "از قرن هفتم به بعد پیشوندهای فعل به تدریج از رواج افتاده و فعل مرکب جای آنها را گرفته است." و نیز در صفحه ۳۳۲ " فعل مرکب در فارسی امروز جای بسیاری از فعل های ساده و پیشوندی را گرفته است.
شمارهً بسیاری از فعل های ساده در فارسی جاری امروز بکلی متروک است و به جای آنها فعل مرکب به کار می رود... ". دکتر خانلری سپس فهرست ۵۲ فعل سادهً آشنا را که بکلی متروک شده اند به دست می دهد.
گرایش به ساختن فعل های مرکب آنقدر زیاد است که در برابر مصدرهایی که از اسم یا صفت ساخته شده اند و به آنها " مصدر جعلی" می گویند نیز اغلب فعل مرکبی وجود دارد مانند " جنگ کردن " در برابر " جنگیدن"، "خم کردن" یا "خم شدن" در برابر "خمیدن"، " ترش شدن" در برابر "ترشیدن" و غیره.
امروز صورت مرکب این فعل ها کاربردی بسیار بیشتر از صورت بسیط آنها دارد، به طوری که می توان گفت صورت بسیط آنها تقریبا از استعمال افتاده است.
دربارهً علت این گرایش یعنی ساختن فعل مرکب، با قطعیت نمی توان چیزی گفت. ولی احتمال می رود که از لحاظ تاریخی ساختن فعل از واژه های قرضی عربی، مانند رحم کردن، بیان کردن و غیره، اگر نه تنها علت، لااقل یکی از علل عمدهً آن بوده باشد. ظاهرا ساختن فعل مرکب از واژه های دخیل عربی به تدریج گسترش یافته و به واژه های فارسی نیز سرایت کرده تا جایی که تنها الگوی ساختن فعل در فارسی شده است ( ۹ ).
۵- چنان که قبلا گفته شد، در زبان فارسی امروز گذر از مقولهً اسم و صفت به فعل معمول نیست، یعنی نمی توان از اسم و صفت فعل بسیط ساخت. به رغم اینکه بعضی از فعل هایی که از این راه ساخته شده اند قرن هاست در فارسی رایج هستند و بزرگان ادب فارسی نیز آنها را به کار برده اند، مانند " دزدیدن "، " طلبیدن "، با این همه بسیاری از ادبا و دستور نویسان آنها را " مصدر جعلی " می نامند ، که خود نشانهً اکراه و ناخشنودی آنها از این نوع افعال است ( ما برای اجتناب از کاربرد این اصطلاح، فعل هایی از این دست را " فعل تبدیلی " می نامیم و منظورمان این است که اسم یا صفتی به فعل تبدیل شده است.).
مادهً فعل تبدیلی می تواند اسم یا صفت فارسی باشد، مانند " بوسیدن" و "لنگیدن" و نیز می تواند از اصل عربی باشد، مانند " بلعیدن". ساختن فعل های تبدیلی در گذشته بیشتر معمول بوده و با ذوق فارسی زبانان سازگاری بیشتری داشته است، به طوری که شمار زیادی از آنها را در آثار قدما می بینیم که فعلا از استعمال افتاده اند. مثلا " تندیدن"، " خروشیدن " ( ۱۰ ) و بسیاری دیگر:
بتندید با من که عقلت کجاست
چو دانی و پرسی سوالت خطاست
بوستان سعدی
ز مرغان چون سلیمان قصه بشنید
بتندید و بجوشید و بکالید
بلبل نامهً عطار
خروشید گرسیوز آنگه بدرد
که ای خویش نشناس و ناپاک مرد
فردوسی
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ
ولی نباید تصور کرد که فارسی زبانان امروز اصلا فعل تبدیلی نمی سازند. چیزی که هست اکثر این فعل ها عامیانه هستند و کمتر به گفتار رسمی و از آن کمتر به نوشتار راه می یابند.
اینها نمونه ای از آن فعل ها هستند: سلفیدن، توپیدن، تیغیدن، پلکیدن، پکیدن، شوتیدن، ماسیدن، چاییدن، تمرگیدن، شلیدن، کپیدن، سکیدن ( به معنی نگاه کردن)، چپیدن، چپاندن، لنباندن، لمیدن، لولیدن، سریدن، چلاندن، قاپیدن، لاسیدن، و بسیاری دیگر.
آنچه برای بحث ما مهم است این است که از فعل های تبدیلی، چه آنها که از واژه های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از اصل عربی هستند، مشتق به دست نمی آید. این فعل ها، با آنکه ساده هستند، زایایی ندارند و جز معدودی که از آنها به اصطلاح "اسم مصدر شینی" ساخته شده است ( مانند: چرخش، غرش، رنجش ) بقیه مشتقی ندارند یا به ندرت مشتقی از آنها رایج شده است.
به بیان دیگر، فعل های تبدیلی نیز مانند فعل های مرکب عقیم هستند.
۶- نتیجه: تصویری که از زبان فارسی اکنون می توان به دست داد چنین است: درزبان فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که می توانند زایایی داشته باشند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد؛ تعداد این فعل ها در زبان فارسی به طور شگفت آوری کم است؛ از این شمار اندک نیز عده ای در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند؛ در زبان فارسی دیگر به طور عادی فعل سادهً جدید ساخته نمی شود، بلکه گرایش به ساختن فعل های مرکب است؛ فعل های مرکب و نیز فعل های تبدیلی هیچ کدام زایایی ندارند، یعنی نمی توان از آنها مشتقات فعل ساده را به دست آورد. زبان فارسی در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی این زبان برای واژه سازی علمی زایایی لازم را ندارد و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای رفع کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.
***
با این همه زبان فارسی می تواند یک زبان علمی باشد، به شرط اینکه کند و زنجیری را که ما به پای آن زده ایم باز کنیم. ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نشان دهیم که زبان فارسی زایایی لازم را بالقوه دارد. منتها ما این توانایی را از قوه به فعل نمی آوریم. ولی پیش از آنکه در این بحث وارد شویم، باید به چند نکته توجه داشته باشیم.
الف واژه های علمی برای مردم کوچه و بازار ساخته نمی شوند، بلکه برای جمعی کارشناس و اهل فن و دانشجویانی که در رشتهً خاصی تحصیل می کنند، ساخته می شوند. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که واژه های تازه را همه بفهمند و احتمالا خوششان هم بیاید، انتظار بیجایی است. شما یقین داشته باشید معنی ionize و دیگر مشتقات آن را که در آغاز این مقاله برشمردیم جز گروهی اهل فن، انگلیسی زبانهای معمولی نمی دانند و شاید هم هیچگاه نشنیده باشند.
ب برنامه ریزی زبانی ( language planning ) از کارهایی است که بسیاری از کشورها به آن دست می زنند. در برنامه ریزی زبانی آگاهانه در مسیر زبان دخالت می کنند؛ بعضی روندها را تند و بعضی دیگر را کند می کنند تا برآیند آن متناسب با نیاز جامعه باشد. برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید باید اضافه کرد که این دخالت ها از آن گونه نیست که مثلا مردم نباید بگویند "حمام گرفتن" بلکه باید بگویند "به حمام رفتن" و مانند آن، بلکه مسائلی درحیطهً برنامه ریزی زبانی قرار می گیرند که به خط مشی کلی زبان مربوط شوند: مثلا دادن پاسخ به این سوال که آیا در واژه سازی علمی باید فقط از عناصرزندهً زبان استفاده کرد یا می توان ریشه ها و پیشوندها و پسوندهای مرده را نیز احیا کرد و به کار گرقت؟ یا اینکه آیا می توان از عناصر قرضی در زبان فعل ساخت و مثلا گفت "تلویزیدن" ؟ و "تلویزیده" ؟ و مانند آن.
پ نکتهً مهم دیگر این است که مشکل واژه های علمی را باید یکجا و به طور خانواده ای حل کرد. مثلا اگر قرار باشد برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردیم و در انگلیسی همه از ion ساخته شده اند برابرهایی ساخته شوند باید شیوه ای به کار گرفت که نه تنها جوابگوی آن ۱۳ اصطلاح باشد، بلکه اگر به تعداد آنها افزوده شد نیز همچنان کارساز باشد.
با توجه به نکاتی که در بالا گفته شد اکنون راه هایی را که برای واژه سازیعلمی مفید به نظر می رسند به بحث می گذاریم. در واقع آنچه من میخواهم بگویم حرف تازه ای نیست؛ دیگران قبلا آنها را گفته و حتا عمل کرده اند. منظور من توجیه درستی راهی است که آنها رفته اند و بر طرف کردن سوء تفاهماتی که از این رهگذر در ذهن بعضی از افراد به وجود آمده است.
۱- مهم ترین راه و بارورترین روش برای ساختن واژه های علمی، ساختن مصدر تبدیلی یا به اصطلاح "مصدر جعلی" است. در فارسی نیز مانند انگلیسی، فرانسه، عربی و بسیاری از زبانهای دیگر باید از اسم یا صفت فعل بسازیم تا بتوانیم مشتقات لازم را از آن به دست بیاوریم و گره کار خود را بگشاییم.
تنها با ساختن فعل است که می توان مشکل واژه های علمی را به طور گروهی حل کرد. مثلا اگر از "یون" با پسوند فعل ساز " یدن " فعل "یونیدن"ساخته شود، می توان تمام برابرهای لازم را برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردم به دست آورد: یونیدن، یونیده، یوننده، یونش، یونیدگی، یونش پذیر، یونش پذیری، اتاقک یونش، انرژی یونش، پتانسیل یونش، ردِ یونش، گاز یونیده، تابش یوننده، ونیز بسیاری دیگر که ممکن است بعدا مورد نیاز باشند.
چنان که پیش تر گفته شد، این حرف تازه ای نیست: آقای دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی ( ۱۱ )همین پیشنهاد را می کنند، منتها ایشان معتقدند که مادهً فعل نیز باید از اصل فارسی باشد. پیش تر به دکتر محمود هومن و گرایش او به ساختن فعل های تبدیلی نیز اشاره کردیم. ولی نخستین کسی که به این فکر جامهً عمل پوشانید دکتر غلامحسین مصاحب بود که در دایرة المعارف فارسی افعالی مانند " قطبیدن "، "اکسیدن"، "برقیدن"، "یونیدن" را به کار برد والحق که به کار درستی دست زد.
امروز نیزگروه های واژه سازی در مرکز نشر دانشگاهی از همین خط مشی پیروی می کنند. در اینجا برای رفع سوء تفاهم بد نیست چند نکته را توضیح بدهیم.
الف من معتقد به "فارسی سره" که در آن هیچ واژهً عربی یا فرنگی نباشد، نیستم زیرا آن را غیر عملی می دانم. تلاش برای یافتن برابری فارسی برای "یون" کاری است عبث. ولی معتقد نیستم که "یونیزاسیون" و " یونیزه " و دیگر مشتقات آن باید در فارسی به کار روند.
زیرا زبان فارسی توانایی ساختن این مشتقات را دارد. از سوی دیگر، من معتقد به طرد واژه های متداول عربی در فارسی نیستم. بعضی از این واژه ها قرن هاست که در فارسی به کار رفته اند و امروز جزو واژگان زبان فارسی هستند، همان طور که تعداد کثیری از واژه های فارسی به صورت معرب در عربی به کار می روند و امروز جزء لاینفک زبان عربی هستند. "در مورد تاثیر زبان فارسی بر عربی از خود قرآن کریم سخن آغاز می کنیم. می بینیم کلمات فارسی فراوانی در این کتاب آسمانی آمده و باز می بینیم که برخلاف خوی ملی گرایی و تعصب عربها یا ایرانیان یا هرنژاد دیگری که می گویند باید زبان را از واژه های بیگانه پیراسته کرد، این کتاب آسمانی از کلمات غیر عربی و از جمله فارسیاستفاده کرده است." ( ۱۲ )
بنابراین وقتی صحبت از واژه سازی می شود نباید این توهم به وجود آید که منظور عربی زدایی است.
ب بعضی از ادبای ما وقتی رواج واژه هایی نظیر "قطبیدن" را ( که در برابر polarize به کار رفته ) و یا " قطبش" و نظایر آن را می بینند دچار تشویش می شوند که "این جعلیات زبان شیرین فارسی را خراب می کنند، به گنجینهً پر ارزش ادب فارسی لطمه می زنند، رابطهً ما را با بزرگان ادب فارسی چون حافظ و سعدی قطع می کنند، در آثار قدما کی چنین چیزهایی آمده است؟ " و نگرانی های دیگری از همین دست.
در پاسخ این بزرگواران باید گفت: اولا " قطبیدن" از نظر ساخت هیچ فرقی با " طلبیدن" ندارد که عنصری و ناصرخسرو و خیام و سعدی و مولوی و حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی آن را به کار برده اند ( نگاه کنید به مدخل "طلبیدن" در لغت نامهً دهخدا). ثانیا واژه هایی مانند polarize ، iodize ، ionize و نظایر آن نیز در آثار بزرگان ادب انگلیسی مانند شکسپیر و میلتون و بایرون و جز آن دیده نمی شوند. ولی ساخته شدن این مصدرها در زبان انگلیسی و دهها مشتقی که از آنها به دست می آید هیچ زیانی به گنجینهً ادب زبان انگلیسی وارد نکرده است.
امروز شور و شوق برای خواندن آثار شکسپیر شاید بیش از روزگاری باشد که این واژه ها ساخته نشده بودند. در واقع این دو قضیه هیچ ارتباطی با هم ندارند. ثالثا چنان که پیشتر گفته شد و شواهدی نیز در تایید آن آورده شد، زبان عربی که در نظر بسیاری از مردم زبان متحجری است، اصطلاحات علمی را به باب های مناسب می برد و مشتق های لازم را از آنها به دست می آورد.
اگر چنین است، پس چرا ما از توان زبان فارسی استفاده نکنیم، فعل های تبدیلی نسازیم، و مشتق های لازم را به دست نیاوریم؟ در این میان کار واژه سازی زبان انگلیسی از همه جالب تر و آموزنده تر است. زبان انگلیسی واژهً ion را ( که به معنی "رفتن" است ) از یونانی عاریه می گیرد و در معنای علمی کاملا جدیدی به کار می برد. سپس پسوند ize را که از طریق لاتین از یونانی به دست آورده است بر آن می افزاید و فعل ionize را می سازد. در مرحلهً بعد، پسوند able را که از طریق فرانسه از لاتین به ارث برده به آن اضافه می کند و صفت ionizable را می سازد، و هیچ کس هم ایرادی نمی گیرد.
ولی ما بعد از قرن ها هنوز می گوییم "طلبیدن" مصدر جعلی است، و اجازه نمی دهیم در زبان فارسی فعل جدیدی ساخته شود، آن هم با پسوند فعل سازی که متعلق به خود زبان فارسی است!
باری، نگرانی های ادبای ما گرچه از روی دلسوزی است، ولی ریشه در واقعیت ندارد. شاید وقت آن رسیده باشد که برچسب "جعلی" و "جعلیات" از روی واژه های تازه پاک شود. اگر جز این کنیم، فارسی از لحاظ واژگان علمی زبانی عقیم باقی خواهد ماند.
۲- یکی دیگر از راه هایی که باید برای واژه سازی علمی مورد استفاده قرار گیرد، بهره گرفتن از مشتقات فعل هایی است که هم اکنون در فارسی به کار می روند، یعنی ساختن مشتق از راه قیاس، اعم از اینکه آن مشتق ها در گذشته به کار نرفته باشند یا فعلا متداول نباشند: مثلا ساختن " نوشتار" به قیاس "گفتار" یا "رسانه" به قیاس "ماله" و مانند آن.
دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی جدولی از ده فعل فارسی به دست می دهد که از هر کدام می توان بالقوه هفت مشتق به دست آورد که جمعا هفتاد صورت می شود. او می نویسد: "از هفتاد صورتی که دراین جدول داریم می بینیم که چهل و پنج صورت را به کار نمی بریم در حالی که به همهً آنها نیازمندیم. اکنون به آن بیفزایید صدها واژهً همکرد ( مرکب ) را که با آنها نساخته ایم و هزارها واژهً دیگر را که می توانیم تنها از این چند ریشه با گذاشتن پیشوند و پسوند های گوناگون... بسازیم."
از زمانی که دکتر مقدم این سخنرانی را ایراد کرد ( سوم دی ماه ۱۳۴۱ ) و بعدا به صورت دفتری چاپ شد تاکنون سه صورت از آنهایی که به کار نمی رفته به کار افتاده اند: نوشتار، ساختار، و سازه ( مهندسی سازه ).
ما امروزه صفت " کُنا " را به کار نمی بریم، در حالی که از " کُن + آ " ساخته شده است مانند: گویا، شنوا، روا، توانا و جز آن. از این گذشته این صفت در گذشته به کار رفته است: " اگر اندر ذات وی بود، وی پذیرا بودی نه کنا " ( ۱۳ ) . همچنین است کنایی که به قیاس
" توانایی"، " گویایی " و مانند آن ساخته شده است، و در گذشته نیز به معنی " کنندگی " به کار رفته است. نیز فعل " کنانیدن " در گذشته به صورت متعدی سببی به کار رفته است ( ۱۴ ). حال با استفاده از این امکانات زبان فارسی ما می توانیم مشکل یک گروه از اصطلاحات شیمی را چنین حل کنیم:
کناننده activating کنا active
کناننده activator کنایی activity
کنانش activation کنانیدن activate
انرژی کنانشی activation energy کنانیده activated
منظور از این مثال این نیست که بگوییم اصطلاحاتی که شیمیدان ها در فارسی به کار می برند غلط است و باید آنها را دور بریزند و در عوض این مجموعه را به کار برند؛ بلکه منظور از آن نشان دادن امکانات ناشناختهً زبان فارسی و به ویژه نشان دادن اهمیت قیاس در واژه سازی علمی است. در مثال بالا، " کنا "، " کنایی " و " کنانیدن " همه قبلا در فارسی به کار رفته بودند. ولی فرض می کنیم که هیچ کدام از آنها به کار نرفته بودند. در آن صورت نیز ما می توانستیم همین مجموعه را یا نظایر آن را از روی قیاس بسازیم و به کار ببریم. حتا اگر ناچار بودیم می توانستیم این مجموعه را با واژه ای از اصل عربی بسازیم: فعال، فعالایی ( یا فعالیت )، فعالانیدن، فعالاننده، فعالانش، فعالانشی، و اشتقاق های لازم دیگر.
ما باید خود را با نیازهای واژه سازی علمی بیشتر آشنا کنیم. باید این حرف را فراموش کنیم که ساختن " مصدر جعلی " جایز نیست. باید از این فرض نادرست دست برداریم که کاربرد واژه امری است "سماعی" و نه قیاسی.
زبانی که قدما به کار برده اند جوابگوی نیازهای آن روز جامعهً ما بوده است. ما می توانیم و باید اندوخته ای را که آنها برای ما گذارده اند دست مایه قرار دهیم، ولی نمی توانیم تنها به آن اکتفا کنیم. باید کند و زنجیری را که ندانسته به پای زبان فارسی زده ایم باز کنیم و بگذاریم زبان همگام با نیازها و تحولات شگرف جامعهً امروز آزادانه پیش برود. اینجاست که نیاز به وجود یک فرهنگستان علوم کاملا احساس می شود، فرهنگستانی که با چشم باز به جهان واقعیات نگاه کند و بتواند سنجیده و خردمندانه گام بردارد.
یاداشتها
۱- فرهنگ معین یکی از معانی "نمودن" را انجام دادن، عمل کردن، و کردن ضبط کرده است، همان گونه که امروز به کار می رود. مثلا: "تسلیم نمودن" به جای "تسلیم کردن". دکتر معین یادآور می شود که بعضی از محققان این کاربرد را درست نمی دانند، ولی اضافه می کند: " باید دانست که بزرگان آن را استعمال کرده اند:
پس سلیمان آن زمان دانست زود
که اجل آمد، سفر خواهد نمود
مثنوی
۲- ناتل خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد دوم، پیوست شمارهً۱. بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۲.
۳- خانم پریوش غفوری، خانم اکرم شیرزاده فرشچی، و آقای دکتر عنایت الله صدیقی ارفعی.
۴- Random House Dictionary of the English Language, ۱۹۸۶
۵- ژاله رستم پور، پژوهشی دربارهً افعال مرکب، پایان نامهً فوق لیسانس زبانشناسی ۱۳۵۹.
۶- از بعضی از فعل های مرکب گاه مشتقی رایج شده است، ولی تعداد آنها بسیار اندک است.
۷- از آقای دکتر رحمت حقدان سپاسگزارم که مرا در گردآوری اطلاعات لازم که به زبان پهلوی مربوط می شد یاری کردند.
۸- صادقی، علی اشرف، " تحول افعال بی قاعدهً زبان فارسی "، مجلهً دانشکدهً ادبیات و علوم انسانی مشهد، شمارهً زمستان ۱۳۴۹.
۹- از گفتگو با آقای دکتر احمد تفضلی در این زمینه بهره مند شده ام. از ایشان سپاسگزارم.
۱۰- اکثر این شاهدها از لغت نامهً دهخدا گرفته شده اند.
۱۱- مقدم، محمد، آیندهً زبان فارسی، انتشارات باشگاه مهرگان، دیماه ۱۳۴۱.
۱۲- احمدی، احمد " ماهیت، ساخت و گسترهً زبان فارسی "، زبان فارسی، زبان علم، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵.
۱۳- نگاه کنید به مدخل های مربوط در فرهنگ معین.
۱۴- لغت نامهً دهخدا.
نقدها:
زبان فارسی؛ سترون یا زایا؟ + farsnews
آموزش رایگان انگلیسی از طریق رایانامه! آزمون رایگان برای تست دانش زبان انگلیسی شما! کلاس آنلاین رایگان! فقط کافی است ثبت نام کنید. از خوبیهای دیگر این سایت این است که کاملاً انگلیسی است (دوزبانه نیست) و مدیران آن هم آمریکاییتبارند. پس در اولین گام برای پیشرفت مجبورید انگلیسی اصل را یاد بگیرید. یکی از بهترین راهها برای یادگیری یک زبان، اجبار است!!!
این بخش زیرمجموعۀ سایت اصلی encarta است. خود سایت که اصلاً حرف ندارد. فقط کافیه وقت بگذارین و علاقه. هی توی آن ول بخورین و از این ور سایت برین اون ور سایت. اگه کسی چیزی گفت! منبع خوبی هست برای تحقیق، یادگیری، جستجو و ... دانشنامه، فرهنگ لغت، گنجواژه (Thesaurus)، مترجم، اطلس و... در کل سایت یک منبع برای آنهایی است که زبان انگلیسی میدانند. همه چیز پیدا میشه، از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در رفته... خودتون ببینید. اگر انگلیسی هم می دونین!!!
از زبان خود encarta بخونین:
About MSN Encarta
MSN Encarta is an award-winning resource for educational content and tools.
Read more about Encarta features:
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفتهي برزگر، زبان معيار و به كار گرفتهشده در ترجمهي او از قرآن، عارفانه - شاعرانه است و زباني است كه سهراب سپهري در دو شعر «صداي پاي آب» و «مسافر» استفاده كرده است.
او شرح دعاي ابوحمزهي ثمالي را هم در كتابي با عنوان «زيباترين روح پرستنده» به پايان رسانده است، كه به زودي آنرا به چاپ ميسپرد.
اين مترجم مجموعهي نيايشهاي «صحيفهي سجاديه» را هم در حال ترجمه از عربي به فارسي دارد، كه هنوز نامي براي آن انتخاب نكرده و معتقد است، ترجمهاي نو و شاعرانه از اين اثر است.
او از سوي ديگر، دو مجلد را در شرح اسماءالحسناي الهي با عنوان «نامهاي زيباي خداوند» و در حدود 1400 صفحه در دست تأليف دارد.
به همراه اين آثار، برزگر، شرح نوين «گلشن راز» شيخ محمود شبستري را با عنوان «راز» در حال انجام دارد. تأليف كتاب «فهم عارفانهي هستي» دربارهي ابن عربي و انديشههاي او، و شرح «فصوص الحكم» در دو مجلد هم به پايان رسيده است.
«ديوانهي ديوانگي» دربارهي زندگي و انديشهي مولانا، «تاج جنون بر سر عشق» دربارهي حسين بن منصور حلاج، ترجمه و شرح كتاب «شازده كوچولو»ي سنت اگزوپري با عنوان «كودك درون» و شرح «جاناتان مرغ دريايي» ريچارد باخ با عنوان «پر پرواز»، از ديگر آثاري هستند كه او تأليف، ترجمه و شرح كرده و به ترتيب، آنها را احتمالا از سوي نشر خانهي معنا منتشر ميكند.
منبع: ایسنا
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين اثر شامل هشت داستان نه چندان كوتاه و نه خيلي بلند است. در نوشتهاي به قلم حبيبي دربارهي اين نويسنده آمده است: آلفرد آندرش را ميتوان يكي از داستانسرايان پيشگام بعد از جنگ آلمان دانست. او مثل هانريش بل و گونتر گراس يكي از نافذكلامترين و سازندهترين منتقدان دموكراسي آلمان بود.
از جمله داستانهاي «زنگبار يا دليل آخر»، مرگ ايوان ايليچ، ارباب و بنده، شيطان و سونات كرويتزر است.
اين كتاب كه به گفتهي حبيبي، سال 72 با ترجمهي سعيد فيروزآبادي هم منتشر شده و ديگر تجديد چاپ نشده، به تازگي از سوي انتشارات ققنوس منتشر شده است.
آلفرد آندرچ سال 1914 در آلمان متولد شد و سال 1980 در سوييس درگذشت. علاوه بر نويسندگي، فعاليتهاي سياسي و روزنامهنگاري نيز در کارنامه خود دارد و در سالهاي آغازين دههي 30، به جنبش کمونيسم پيوست و به عنوان رهبر جوانان اين جنبش فعاليت کرد.
از جمله ترجمههاي سروش حبيبي به «ژرمينال» (اميل زولا)، «انقلاب مكزيك» و «شياطين» (جنزدگان) (داستايوفسكى)، «جنگ و صلح» و «آنا كارنينا» (لئو تولستوى)، «شبهاى هند» و «ميدان ايتاليا» (آنتونيو تابوكى)، «خداحافظ گارى كوپر» و «سگ سفيد» (رومن گارى) و «طبل حلبى» (گونتر گراس) ميتوان اشاره كرد.
منبع: ایسنا
The author
The book has six chapters and investigates a variety of forms of translation. My intent with this variety was to underline that the translation process is not simply a relationship between a source text and a target text, or a translator and an author, but is a central meeting point for a mixture of relationships that are textually, culturally or personally bound.
Author: Michelle Woods
Publisher: Multilingual Matters Limited
File size: 1.54 Mb
File type: Rar'd PDF
|
مديرگروه ترجمهي عربي بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي گفت: گروه ترجمهي عربي بنياد پژوهشهاي اسلامي تاكنون 110 عنوان كتاب با شمارگان يك ميليون جلد ترجمه كرده است. |
آره، حقیقت داره! یک میلیون. یعنی 1 مقابلش 6 تا صفر. واضحتر بگویم، یعنی 1000000. خیلی فعال بودن ها!!! جالبتر این آمار هست: 100 تا از عربی به فارسی، 10 تا از فارسی به عربی!!! فرقشون فقط یه صفره! بگذریم از اینکه کتابهای جهانیای هستند که هنوز حسرت ترجمه شدن آنها به دل ما مانده. از قول کامران فانی: «...یونسکو سالها پیش فهرستی از حدود 1000 کتاب مهم و اساسی از مجموعۀ کل معارف مکتوب بشری را انتخاب کرد و به کشورهای عضو پیشنهاد نمود که آنها را به زبان خود ترجمه کنند. دولت ترکیه به این پیشنهادها جامۀ عمل پوشید و اکثر این آثار را با حمایت جدی خود به زبان ترکی برگرداند. بنده چند سال پیش با مراجعه به این فهرست و فهرستهای دیگر، 400 عنوان کتاب مهم از دوران باستان تا قرن بیستم را که به فارسی ترجمه نشده بود، برگزیدم و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهاد دادم تا با تشویق و حمایت مالی آنها و البته توسط ناشران خصوصی نه نهاد وزارت ارشاد، ترجمه و منتشر شود. استاد اسماعیل سعادت و بنده مأمور برنامهریزی این طرح شدیم، ولی متأسفانه هیچ اقدامی نشد و طرح یکسره به فراموشی سپرده شد. حق هر ایرانی است که آثار کلاسیک را به زبان ملی خود بخواند. شرم آور است که هنوز از این حق محرومیم.» به نقل از: مترجم، «گفتگو با کامران فانی»، شمارۀ 43، بهار و تابستان
Author: Russell Jones
Publisher: Routledge Falmer
File size: 1.52 MB
File type: PDF
Author: E. C. Wragg
Publisher: Routledge
File size: 945.8 KB
File type: rar'd pdf
This internationally renowned author starts with a specially written introduction, which gives an overview of his career and conceptualizes his selection. The chapters cover:
* classroom teaching and learning
* training new and experienced teachers
* curriculum in action
* educational policy and its implementation
* communicating with professional and lay people.
Author: Cambridge
File size: 2.3 MB
File type: RAR
The Cambridge Dictionary of American English, Second edition, makes the best American English learner's dictionary even better. With new words, new software, and new features, it gives learners even more useful information than the first edition. Based on the world's largest corpus of written and spoken American English, and written and edited in the US by native speakers of American English, the new edition includes more than 60,000 meanings and example sentences.
Publisher: IMABOY File size: 5172 KB File type: Jar in rar Description :
The First and Last Word in Dictionaries The Cambridge Advanced Learner's Dictionary provides definitions for about 170,000 words, phrases and examples and is compiled to offer what learners need most in a dictionary.
|
Author: unknown
Publisher: unknown
File size: 706 KB
File type: PDF
سيدحسيني كه از 31 مردادماه به دليل ضعف عمومي بدن و همچنين درد شديد پا در بيمارستان بستري شده است، با اعلام اين خبر به خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: اين قصهها از نويسندگان مختلف از جمله: ماكسيم گوركي، جك لندن، آلبر کامو، مارگريت دوراس و ويليام فاكنرند، كه بعد از جمعآوري، از سوي انتشارات نگاه منتشر خواهند شد.
همچنين مقالههاي اين مترجم پيشكسوت دربارهي مسائل مختلف از جمله نقد ادبي، نظريههاي ادبي و سبكهاي نويسندگي كه در مجلهها منتشر شدهاند، به صورت كتاب به چاپ خواهند رسيد.
كتاب دوجلدي «مكتبهاي ادبي» هم كه نخستينبار در سال 1334 منتشر شده و بعدها تكميل شده است، به زودي از سوي انتشارات يادشده به چاپ پانزدهم خواهد رسيد.
ترجمهي «زيباييشناسي تئاتر»، اثر ديگري است كه از اين مترجم منتشر خواهد شد.
اين اثر دربرگيرندهي تمام آثار و مقالات مهم و ارزشمند در زمينهي تئاتر از افلاطون تاكنون است كه به همت چهار استاد برجستهي تئاتر گردآوري شده است.
رضا سيدحسيني 22 مهرماه سال 1305 در اردبيل بهدنيا آمده است. ديپلم ارتباطات گرفته و سپس در فرانسه، در مدرسهي عالي ارتباطات، مشغول به تحصيل شده است. وي كار ترجمه را از سن 16 - 17سالگي با ترجمه از تركي قفقازي و تركي استانبولي شروع كرده و پس از آن، به ترجمه از زبان فرانسه پرداخته است.
«رؤياي عشق» از ماكسيم گوركي، «لايم لايت» اثر چارلي چاپلين، «طاعون» آلبر كامو، «آخرين اشعار ناظم حكمت»، «ضد خاطرات» و «اميد» آندره مالرو، «در دفاع از روشنفكران» ژان پل سارتر و «آبروباخته»ي جك لندن، از جمله آثار اين مترجم پيشكسوتاند.
منبع: ایسنا
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هايدگر با همهي حاشيههايش، در فكر فلسفي چند دههي اخير ايران حضوري مستمر داشته و مهمترين اثرش يعني «هستي و زمان» در ايران ترجمه و خوانده شده است. حالا هم در استمرار همان مسير، بناپور به چالشبرانگيزترين بخش زندگي هايدگر يعني ارتباط او با نازيسم و كالبدشكافي اين ارتباط رسيده است.
«هايدگر و نازيسم» را هايدگرپژوهي انگليسي به نام كالينز نوشته كه پيشتر نيز «درآمدي بر هايدگر و دريدا» را به زبان انگليسي تأليف كرده و ضمن اين، سالها در دانشگاههاي انگليس به تدريس هايدگر مشغول بوده است.
بناپور در توضيحي دربارهي كتاب افزود: مؤلف در اين كتاب به دنبال تبيين ارتباط انديشههاي هايدگر با نازيسم است و براي انجام اين كار از آرا و كتابهاي هايدگر كمك ميگيرد و استدلالهايش را عليه هايدگر در آثار او مييابد و سرانجام در پي اثبات اين است كه انديشههاي هايدگر جداي از سياستهاي هيتلري نيست و اين امر را با استنادها تاريخي و فلسفي تبيين ميكند.
به گفتهي مترجم، مجوز انتشار «ويتگنشتاين و روانكاوي» نيز به تازگي پس از يك سال صادر شده است، كه از سوي نشر چشمه منتشر خواهد.
منبع: ایسنا
|
پس از ترجمهي رباعيات مولوي و ساقينامهي حافظ به آلماني، علي غضنفري رباعيات سعدي و حافظ را نيز به آلماني ترجمه ميكند. منبع: ایسنا
| |
...باري، مي خواهم به برخي از ايرادهايي كه به اين كتاب گرفته شده است پاسخ دهم تا هم اين دوستان يكّه داوري نكرده باشند و هم كساني كه از راه رسانه هاي گوناگون از گفته هاي اين مجلس خبر يافته اند و كتاب مرا خوانده اند، يا مي خواهند بخوانند، از پاسخ من بي خبر نمانند. بخوانید.*
منبع: magiran.com > روزنامه اعتماد ملي > شماره 740 24/6/87 > صفحه 8 (انديشه) > متن
گزارشی از جلسۀ نقد کتاب را اینجا بخوانید.
--------------------------
* تقریباْ یک هفته بعد متن در وب نوشت خود آقای آشوری هم قرار گرفت: پیرامونِ مجلسِ نقدِ کتابِ زبانِ باز
...اخيراً نشر نگاه معاصر كتابي با عنوان «ثمود» از وان دن براندن با ترجمه سيد محمد حسين مرعشي منتشر كرده است كه مؤلف در اين اثر به پرسشهايي كه به طور معمول در مواجهه با يك موضوع ناشناخته به ذهن متبادر مي شود پاسخ گفته و بدين ترتيب فصل جديدي را در مطالعات قوم شناختي، باستان شناختي و اسلام شناختي گشوده است. بخوانید
منبع: magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4026 24/6/87 > صفحه 10 (فرهنگ و انديشه) > متن
اگر به مقابلۀ ترجمه با متن اصلی علاقهمند هستید، که باید باشید![1]، به وبسایت دیباچه (دیباچه> داستان> داستان حرفهای) سر بزنید. میتوانید به متن اصلی خیلی از داستانهای کوتاه معروف جهان، به همراه ترجمۀ هرکدام به قلم بزرگانی چون نجف دریابندری، دست یابید.
محققان و پژوهشگران زبان انگلیسی پیش بینی کردند که با آغاز سال 2009 میلادی، تعداد واژگان این زبان به مرز یک میلیون کلمه برسد.
...اين مقاله کالبدشکافی اين "ترجمه" از چنين گفت زرتشت است. هدف ما از آن بيشتر آگاه کردن خوانندگان است تا هشداری به مترجم يا ناشر. اگرچه مترجم اين کتاب را از اصل آلمانی ترجمه نکرده، در اين کالبدشکافی برای روشنتر شدن مطلب میبايد ترجمهی او را با اصلِ آلمانیِ آن مقايسه کرد تا سستی و بیپايگی آن بهدرستی نشان داده شود... ادامه
| تنها ايراني نامزد آستريد ليندگرن 2009 از ترجمه دو كتاب «خمره» و «شما كه غريبه نيستيد» توسط حسين طرفي به زبان عربي خبر داد. هوشنگ مرادي كرماني در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) همچنين خبر داد: به زودي 12 قصه از «قصههاي مجيد»، در كنار داستان «مثل ماه شب چهارده» كه پيش از اين توسط مترجم تركزبان «ماسيل باسچي» به زبان تركي استانبولي ترجمه شده بودند، در تركيه عرضه شوند. بنا به گفتهي اين نويسنده كشورمان، كريستينا پورنيا با مليتي نيمه ايراني ترجمه چند داستان از«قصههاي مجيد» و«پلوخورش» را به زبان ايتاليايي در دست كار دارد. وي كه اخيرا مدرك كارشناسي ارشد خود را با درجه خوب از دانشگاه اسپينزاي ايتاليا كسب كرده است از جمله دانشجوياني است كه پاياننامه خود را با موضوع نقد و بررسي آثار هوشنگ مرادي با بهرهگيري از راهنماييهاي اين نويسنده زيرنظر استاد راهنما ماريو كازاره طي كرده است. هوشنگ مرادي كرماني كه به تازگي سن 64 سالگي خود را پشت سر گذاشته است از جمله نويسندگاني است كه تعداد قابل ملاحظهاي از دانشجويان دانشگاههاي مختلف نقد و بررسي آثار او را از زواياي مختلف در دست پژوهش دارد. برخي از آثار اين نويسنده همچون «قصههاي مجيد» به چاپ بيستم رسيده است و كتاب«شما كه غريبه نيستيد» او در شكل و شمايلي متفاوت براي دهمين بار توسط انتشارات معين تجديد چاپ شده است. |
منبع: ایسنا
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين اثر كلمات قصار نيچه - فيلسوف آلماني - دربارهي مسائل مختلف است، كه به تازگي با ترجمهي فيروزآبادي از سوي نشر بديهه منتشر شده است.
«انجيل پنجم» نوشتهي پتر اسلوتر دايك كه تفسيري از آثار نيچه است نيز با ترجمهي اين مترجم منتشر خواهد شد. اين اثر مجموعهي سخنرانيهايي است كه دربارهي نيچه، آثار و مرگ او ارائه شده و از سويي، آراي انديشمندان را دربارهي او دربر ميگيرد.
فيروزآبادي پيشتر از آثار نيچه، «انسانى بسيار انسانى» و «اين است انسان» را ترجمه كرده است.
فريدريش ويلهلم نيچه 15 اكتبر 1844 در پروس زاده شد و سال 1900 درگذشت.
«زايش تراژدي»، «انساني بيش از حد انساني»، «آواره و سايهاش» «سپيدهدم»، «حکمت شادان»، «فراسوي نيک و بد»، «تبارشناسي اخلاق»، «غروب بُتان يا فلسفيدن با پتک»، «چنين گفت زرتشت: کتابي براي همه و هيچکس»، «دجال»، «اينک انسان»، «ارادهي معطوف به قدرت» و «اکنون ميان دو هيچ» (مجموعهي شعرها)، آثار اين فيلسوف هستند.
منبع: ایسنا
در یکی از کلاسهای ترجمه بود که استاد عزیز آقای تاجالدین فهرستی از برابرهای فرهنگستان برای واژههای بیگانه را آورده بود و اشارهای به بعضی برابرنهادها میکرد. ما دانشجویان ترجمه باید به حال خود گریه کنیم! چون میدیدم دانشجوی ترجمه که یکی از بخشهای مهم کارش واژهسازی است، با شنیدن برابرهای پیشنهادی خنده میکردند، که مثلاً این واژه بیمعنی هست یا عجیب غریب است! یکی از آن برابرها که توی خاطرم مانده واژۀ "جانپاس" معادل "بادیگارد" بود. بچهها از شنیدن این واژه هِر هِر زدند زیر خنده!!! کجاش خنده داره؟ اگر نمیپسندی، یالا این گوی و این میدان، عزیزم واژهای پیشنهاد بده.
این خاطره را گفتم که اشارهای کنم به ضعف ما فارسیزبانها یا فارسی نویسها در پاس داشتن زبان مادریمان یا ملّیمان. نمونهای زنده از، به قول دکتر حقشناس، عقیم بودن ما فارسیزبانها!!!
شاید در نگاه اول "جانپاس" یا هر واژۀ جدید دیگر کمی غریب یا ناگوشنواز باشد ولی تکرار و استفادۀ پیوسته از آن، این مشکل را حل میکند. تجربۀ همین حالت را از زبان آقای علی کافی در مقالهای با عنوان "گرایشهای گوناگون در واؤهگزینی،"* نشان داده میشود:
«این مؤسسه [فرهنکستان نخست] توانست تا حدودی به موفقیتهایی دست یابد. درصد زیادی از کلماتی که در آنجا ساخته بودند، اکنون در زبان فارسی جاری است. اکنون کمتر کسی به جای شهرداری، بلدیه یا به جای شهربانی، نظمیه میگوید، کلمات فرودگاه و هواپیما و گردان به خوبی جا افتاده است. دیگر به نظر ما گفتن جملۀ ’استادیار دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تهران با دانشجویان خود به آزمایشگاه رفتند،’ عجیب نیست، بلکه شنیدن این جمله که ’ آسیستان پرفسور فاکولتۀ طب اونیورسیتۀ تهران با طلبۀ خود به لابراتوار رفتند،’ عجیب و مشمئزکننده است[1].»
1.در یکی از مقالههایی که در نکوهش فرهنگستان نوشته شده است، جملهای شبیه جملۀ نخست را آورده است و آن را مورد ریشخند قرار داده است [!!!!]و گفته است چنین جملهای با واژگانی نظیر دانشکده و دانشگاه و دانشجو اصلاً غیر قابل فهم است. [!!!!!!!!!!]
*علی کافی: "گرایشهای گوناگون در واؤهگزینی"، دربارۀ زبان فارسی، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، تهران 1375
پس بدانیم که یک روزی هم واژۀ "دانشجو" مثل "جانپاس" خندهدار و «غیر قابل فهم» بوده است ولی کاربرد آن و تکرارش، آن را وارد فرهنگ واژگانی ما، حتی زبان روزمره، کرده است. کدامیک از ما حاضر است به جای اینکه بگوید، من دانشجوی مترجمی زبان هستم، بگوید، من طلبۀ مترجمی زبان هستم! اصلاً معنی جمله عوض میشود.
بگذارید از تعصب یک آلمانی به زبانش بگویم. روزی دوستی برایم تعریف میکرد که وبگاهی را به چند زبان، که یکی از آنها آلمانی بود، برای شرکتشان طراحی کرده بودند. روزی در بخش آلمانی وبگاه پیغامی از طرف یک آلمانی گذاشته میشود، حاوی این مطلب که: "از وبگاه شما دیدن کردم و یک نظر دارم. پیشنهاد میکنم به جای فلان واژه از معادل درستتر و دقیقتر آلمانیِ ... استفاده کنید. معادل شما درست نمیباشد. متشکرم."
حالا این را مقایسه کنید با خندۀ دانشجویان ایرانی. تعصب ما فارسیزبانها هم عقیم شده است. من نمیگویم که همۀ معادلهای فرهنگستان بیعیب و نقص هستند، و یا عملکرد آن عالی میباشد، ولی در نظر داشته باشیم که در این نهاد بزرگانی هستند که هر کدام وزنهای برای فرهنگ و زبان این مملکت هستند. از طرفی از نشانههای جامعۀ بافرهنگ، حالا نمیگویم دموکراتیک، احترام نهادن به رأی نهادهای مسئول هست. قبل از تصویب، بزنیم توی سر و کلّۀ هم و پیشنهاد و نظر بدهیم. ولی بعد از تصویب، مطیع باشیم. تا هرج و مرجی در زبان پیش نیاید.
...در میان ترجمههایی که از آثار فرانتس کافکا به فارسی ارائه شده است، کار چند مترجم بیشتر از بقیه قابل اعتناست؛ که از میان آنها کار دو مترجم زیر را برگزیدهام برای یک مقایسه: 1. علی اصغر حداد؛ 2. سیاوش جمادی. ادامه
- من بادم میخوام!
ابن محمود خاطرهای از زندهیاد عمران صلاحی خاطرهای تعریف میکند: سوار ماشین داشتیم شهر را میپیمودیم كه كنار پارك، عمران دفتر جیبیاش را درآورد و چیزی نوشت. گفتیم: استاد! همین لحظه به شما الهام فرمودند؟ گفت: نه! ازین جمله روی دیوار خیلی خوشم آمد. نگاه كردیم دیدیم نوشتهاند: زندگی بدون عشق مثل ساندویچ بدون نوشابه است! ادامه
پس از انتشار داستان كوتاه «نامه اي به سعد» نوشته حبيب احمدزاده در سايت عرب زبان «ايلاف» منتقدين عراقي در اظهار نظرهايي جداگانه اين اثر را تحسين برانگيز خواندند.
به گزارش مهر، سايت معتبر جهان عرب «ايلاف» كه اولين روزنامه الكترونيكي عرب زبان است و از غرب آفريقاي شمالي و تا شرق خاورميانه را تحت پوشش خبري خود قرار مي دهد. صبح جمعه گذشته داستان «نامه اي به خانواده سعد» از مجموعه «داستانهاي شهر جنگي» حبيب احمدزاده را به عربي منتشر كرد. اين داستان توسط موسي بيدج به عربي ترجمه و توسط محمد الامين مترجم عراقي مقيم هلند در اختيار سايت ايلاف قرار گرفته است.
اين براي اولين بار است كه انتشار يك داستان جنگي ايراني در رسانه هاي عربي با استقبال پيش بيني نشده اي از سوي مخاطبان رو به رو شده است.
«داستانهاي شهر جنگي» برنده بهترين كتاب سال دفاع مقدس در بخش داستان كوتاه در سال 78 و برنده رتبه اول بهترين كتب 20 سال داستان نويسي دفاع مقدس در سال 79 شده است.
منبع: روزنامه كيهان > شماره 19179 20/6/87 > صفحه 10 (ادب و هنر)
Microsoft Reader
Microsoft Reader for Desktop and Laptop PC
Dictionaries
The Complete Sherlock Holmes (Microsoft Reader .lit Format
Here, are all full-length novels and 56 short stories chronicling the colorful adventures of Sherlock Holmes--every word Sir Arthur Conan Doyle ever wrote about Baker Street's most famous resident.
The Seventh Sword
DOWNLOAD:
---1 RAR-file with *.lit-files and MS-Reader (8.7 MB)
or
---1 RAR-file with *.pdf-files (9.6 MB)
متن کامل و دیگر مطالب مربوط را در اینجا بخوانید.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/09/080907_an-sz-rumi-polish.shtml
Forvo is the place where you´ll find millions of words pronounced in their original languages. Cool, isn´t it? Be a part of this cultural phenomenon now!
Author: Philip M. Peek
Publisher: Routledge
File size: 7.02 Mb
File type: Rar'd PDF
Author: Jan Brunvand
Publisher: Routledge
File size: 19.4 Mb
File type: Rar'd PDF











