بسیاری از داوطلبانی که در کنکور رشتهی مترجمی شرکت میکنند، به امید و انگیزهی ترجمهی کتاباند. همه در خیالشان بعد از چهار سال خود را مترجم معروفی میبینند که کتابشان پرفروش شده و جایزهی بهترین ترجمه را بهدست آوردهاند. برآورده نشدن این آرزو را با سعید سبزیان، مترجم ادبیات داستانی و تئوریهای ترجمه و مسعود هاشمی، مدرس ترجمه در دانشگاه آزاد در میان گذاشتهایم.
ادامۀ مطلب...
ادامۀ مطلب...
یادتان هست خیلی وقت پیشترها گفته بودیم کاتب گینس اسم دکتر ملانظر را ناباورانه وارد رکوردهای گینس کرد؟ خب، البته ما در آنجا خبر از 9 جلد داده بودیم، و فقط 5 تا را معرفی کرده بودیم! و گفتیم 4 تای دیگر قرار است به زودی منتشر شود؛ اما دیگر خبری از اخبار نشد و کسی هم پیگیر نشد، که آقا این ادعای شما چی شد؟ 4 تای بقیه کو؟
مشکل از ادعای ما نبود، 4 شمارۀ بعدی هفتهی بعدش چاپ شدند، ولی بنده بیخبر بودم، چون بنا به دلایل مقدسی، گمنام شده بودیم، آن هم از نوع سربازش. بالاخره قضیه کِش پیدا کرد تا الان. ولی برای این که این خبر زیاد هم سوخته نباشد، یک خبر جدید به آن الصاق میکنیم؛ شمارهی 25 قرار است با جامهای نو و چهرهای متفاوت در مهرماه متولد شود. منتظر باشید.




ادامۀ مطلب...
ادامۀ مطلب...
استاد نجفی از ترجمههای گنگ شاکی است. به عقیدۀ وی ترجمههای گنگ ناشی از فارسیندانی مترجم است که باعث بروز «فاجعۀ اندیشه» میشود. وی «فاجعۀ اندیشه» را بدین معنی میداند که «خوانندگان کتابی میخوانند و بیآنکه مطلقاً آن را فهمیده باشند گمان میکنند که فهمیدهاند.»[1] «...تجربۀ سالها بعد به من نشان داد که این مورد ابداً استثنا نیست و در ایران، خاصه در میان نسل جوان، فراواناند کسانی که کتاب نامفهومی را میخوانند و گمان میکنند که آن را فهمیدهاند. به عبارت دیگر، نمیفهمند که نمیفهمند.»
دغدغۀ عبدالله کوثری این است که « در بيشتر ترجمههاي اين نسل نارسايي زبان فارسي ايراد عمده است.»[2]
دکتر خزاعیفر میگوید
ادامۀ مطلب...

Translation as Text is the direct successor of the volume Text and Translation, published as Uebersetzungswissenschaftliche Beitraege 8 in 1985. Positive response to the original monograph and its successful use as a reference in advanced translation classes in Germany and other countries encouraged us to extensively revise the volume and add new material. We have attempted to clarify the theoretical position and methodological assumptions that were implicit in the earlier version. A new first chapter places the volume in the context of the variety of modern approaches to translation. The monograph describes translation studies as the empirical study of the relationships among translator, the process of translation, and the text
Download
همایون صنعتیزاده، نویسنده، مترجم و ناشر ایرانی پس از یک دوره بیماری در کرمان درگذشت.
صنعتی زاده هنگام مرگ 84 سال داشت. ایده و پشتیبانی از انتشار دائرةالمعارف مصاحب، راهاندازی چاپخانه افست، چاپ کتابهای درسی و مدیریت سازمان کتاب های جیبی از دیگر کارهای مهم او در زمینه کتاب و نشر بوده است. مدیریت انتشارات فرانکلین در تهران که بسیاری از آثار برجسته ادبیات جهان توسط مترجمان آن (کسانی چون نجف دریابندری و کریم امامی) به فارسی ترجمه شد از مهمترین کارهای او بوده است.
او به جز فعالیت در حوزه فرهنگ و ادبیات در تجارت نیز سرآمد بود و پایهگذار تعدادی از بنگاههای تجاری و مراکز صنعتی و کشاورزی معتبر بود که هنوز اسم و رسم بعضی از آنها به گوش ما میخورد؛ شهرک خزر شهر در مازندران، کاغذسازی پارس، کشت مروارید در کیش، رطب زهره، گلاب زهرا و تعدادی دیگر نام تجاری و بازرگانی همه به نوعی با فکر و سرمایه همایون صنعتی پایه گذاشته شدهاند. نام همایون صنعتی همچنین به عنوان یکی از پیشگامان مبارزه با بیسوادی در ایران ثبت شده است. همایون صنعتی سالهای آخر عمر را بیشتر در کرمان گذراند و بیشتر درگیر بازسازی پرورشگاه صنعتی بود.
همایون صنعتی در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمده و پدرش، عبدالحسین صنعتی، از اولین نویسندگان رمان ایرانی بود. چکیدۀ تاریخ کیش زرتشت، جغرافیای اداری هخامنشی، تأثیر علم بر اندیشه، تاریخ هند، ایران در شرق باستان و تاریخ سومر بخشی از کتابهایی است که او ترجمه کرده است.
-------------------
به گزارش کرمان نما پیکر مرحوم صنعتی زاده در شهر لاله زار بردسیر به خاک سپرده شد.
گیوتین: سر بر تن انسان زیادی است! سانسور: بابا گیو، داری تند می ری. بچگی هاتم همین طوری بودی؛ تندروی افراطی. گیوتین: افراطی هستم، ولی رو راستم. تو چی مارمولک؟ سانسور: مارمولک که من نیستم. مگه فیلم شو..]سانسور[ گیوتین: چی شد؟! حرفتو خوردی؟ سانسور: آقا من هم با تو هم عقیده ام ولی معتقدم این کار را باید با پنبه کرد، نه با دست های جنابعالی. گیوتین: شرم بر تو باد. سانسور: فحش می دی؟ مرتیک... د... ک... ع...
ادامۀ مطلب...
این جمله در انگلیسی زیاد کاربرد دارد؛ live your (dream, life, destiny, …). هر بار که به این جمله برمیخوردم، درمیماندم که معادل بومی آن در فارسی چه میشود؟ یا اگر بومی نداریم، معادل فارسی آن ـ نه ترجمهی لفظی آن ـ چه میشود. الان که به ذهنم رجوع میکنم، فقط رمان کیمیاگر پائلو کوئیلو را یادم میآید که در آن چند باری آقای حجازی (مترجم) این جمله را آورده است: «رؤیایت را بزی.»!!!! همچین دلچسب نیست. تازه، کلی هم غریب است. در همان نگاه نخست، میشود فهمید که این ترجمهی live your dream است. گذشت و گذشت و گذشت تا اینکه دیشب مشغول خواندن مصاحبهای از عبدالله کوثری بودم. در حین خواندن، جملهای توجه من را به خود جلب کرد؛ « شما ببنيد مترجمان خوب ما خودشان خوب چيز می نويسند... واقعا اين بخش آگاهی از زبان است. يعنی زندگی کردن با زبان.» گفتم خودشه؛ زندگی کردن با... با خاطراتت زندگی کن. با یادش زندگی کن. این سالها را با یاد او زنده ماندهام. من با این باغ زندگی کردهام.
پس می شود live your dream را چنین ترجمید: با رؤیایت زندگی کن.
حالا آیا این تنها و بهترین معادل میشود؟ فعلاً که بنده این را یافتهام. شما نظر خاصی دارید؟
------------------
پیشنهاد دکتر خزاعیفر "تحقق بخشیدن رؤیا" است. بعداً در این مورد هم می نویسم.
