تبليغاتX
زبان و ترجمه
زبان و ترجمه
از زبان و از ترجمه

بسیاری از داوطلبانی که در کنکور رشته­ی مترجمی شرکت می‌کنند، به امید و انگیزه­ی ترجمه­ی کتاب‌اند. همه در خیال‌شان بعد از چهار سال خود را مترجم معروفی می‌بینند که کتاب‌شان پرفروش شده و جایزه­ی بهترین ترجمه را به‌دست آورده‌اند. برآورده نشدن این آرزو را با سعید سبزیان، مترجم ادبیات داستانی و تئوری‌های ترجمه و مسعود هاشمی، مدرس ترجمه در دانشگاه آزاد در میان گذاشته‌ایم.



ادامۀ مطلب...
تاريخ ارسال 88/08/08، نوشتۀ علی
مرکز پژوهشهای ترجمه در نظر دارد همایشی پیرامون مساﺋل فرهنگ و جامعه شناسی در ترجمه برگزار نماید. برگزاری این همایش بیشتر به سبب پرداخت علمی به جریان فرهنگی است که به نظر می رسد از دههٴ نود به بعد جایگاه خود را در مقام یکی از جریان های غالب در حوزهٴ مطالعات ترجمه تثبیت کرده است. 



ادامۀ مطلب...
تاريخ ارسال 88/07/28، نوشتۀ علی

یادتان هست خیلی وقت پیش­ترها گفته بودیم کاتب گینس اسم دکتر ملانظر را ناباورانه وارد رکوردهای گینس کرد؟ خب، البته ما در آن­جا خبر از 9 جلد داده بودیم، و فقط 5 تا را معرفی کرده بودیم! و گفتیم 4 تای دیگر قرار است به زودی منتشر شود؛ اما دیگر خبری از اخبار نشد و کسی هم پیگیر نشد، که آقا این ادعای شما چی شد؟ 4 تای بقیه کو؟

مشکل از ادعای ما نبود، 4 شمارۀ بعدی هفته­ی بعدش چاپ شدند، ولی بنده بی­خبر بودم، چون بنا به دلایل مقدسی، گمنام شده بودیم، آن هم از نوع سربازش. بالاخره قضیه کِش پیدا کرد تا الان. ولی برای این که این خبر زیاد هم سوخته نباشد، یک خبر جدید به آن الصاق می­کنیم؛ شماره­ی 25 قرار است با جامه­ای نو و چهره­ای متفاوت در مهرماه متولد شود. منتظر باشید.

 

                                               ش 21

                                               ش 22 

                                               ش 23

                                               ش 24

                                               ش 25

تاريخ ارسال 88/07/18، نوشتۀ علی
در شماره ی جدید کتاب هفته (شنبه 4 مهر 88، ش 200) گفتگویی با آقای رضایی صورت گرفته است. گزیده ای از آن مصاحبه که در منحصراً از ترجمه صحبت شده، در زیر آمده است. دوستان برای مطالعه ی بخش های خواندنی دیگر این مصاحبه می توانند به نشریه ی کتاب هفته رجوع کرده یا به تارنمای خانه ی کتاب، به نشانی کتاب هفته رفته و مطلب مورد نظر را دریافت کنند. البته هر شماره ای دو هفته پس از انتشار روی تارنمای خانه ی کتاب گذاشته می شود!

ادامۀ مطلب...
تاريخ ارسال 88/07/04، نوشتۀ علی
 عباس صفاري با انتقاد از اشتباه ترجمه كردن عنوان رمان هاي معروف، اعتقاد دارد، اگر ما مي خواهيم غرب ادبيات مان را جدي بگيرد، بايد حواس مان را بيشتر جمع کنيم و دست کم، عنوان کتاب هاي معروف شان را درست ترجمه کنيم. اين مترجم و شاعر در نوشتاري با عنوان «فاتحه كه را مي خوانند؟» نوشته است: «يکي از رمان هاي معروف ارنست همينگوي با عنوان جديد و مناسب «اين ناقوس مرگ کيست» توسط آقاي مهدي غبرايي که کارنامه درخشاني در کار ترجمه دارند، ترجمه شده است. از سوي ديگر، آقاي مصطفي رضيئي که تاکنون نقدهاي ارزنده اي از او در نشريات و وبلاگ ها خوانده ايم، خبر داده است که او نيز در حال ترجمه اين اثر بوده و گويا عنوان ديگري را براي آن برگزيده بوده است.

ادامۀ مطلب...
تاريخ ارسال 88/06/29، نوشتۀ علی

استاد نجفی از ترجمه­های گنگ شاکی است. به عقیدۀ وی ترجمه­های گنگ ناشی از فارسی­ندانی مترجم است که باعث بروز «فاجعۀ اندیشه» می­شود. وی «فاجعۀ اندیشه» را بدین معنی می­داند که «خوانندگان کتابی می­خوانند و بی­آنکه مطلقاً آن را فهمیده باشند گمان می­کنند که فهمیده­اند.»[1] «...تجربۀ سال­ها بعد به من نشان داد که این مورد ابداً استثنا نیست و در ایران، خاصه در میان نسل جوان، فراوان­اند کسانی که کتاب نامفهومی را می­خوانند و گمان می­کنند که آن را فهمیده­اند. به عبارت دیگر، نمی­فهمند که نمی­فهمند.»

دغدغۀ عبدالله کوثری این است که « در بيشتر ترجمه­هاي اين نسل نارسايي زبان فارسي ايراد عمده است.»[2]

دکتر خزاعی­فر می­گوید



ادامۀ مطلب...
تاريخ ارسال 88/06/25، نوشتۀ علی

Author: Neubert, Albrecht.; Shreve, Gregory M.
Publisher: Kent State University Press
File size: 300 KB
File type: html

Translation as Text is the direct successor of the volume Text and Translation, published as Uebersetzungswissenschaftliche Beitraege 8 in 1985. Positive response to the original monograph and its successful use as a reference in advanced translation classes in Germany and other countries encouraged us to extensively revise the volume and add new material. We have attempted to clarify the theoretical position and methodological assumptions that were implicit in the earlier version. A new first chapter places the volume in the context of the variety of modern approaches to translation. The monograph describes translation studies as the empirical study of the relationships among translator, the process of translation, and the text


Download

تاريخ ارسال 88/06/12، نوشتۀ علی

همایون صنعتی‌زاده، نویسنده، مترجم و ناشر ایرانی پس از یک دوره بیماری در کرمان درگذشت.

صنعتی زاده هنگام مرگ 84 سال داشت. ایده و پشتیبانی از انتشار دائرةالمعارف مصاحب، راه‌اندازی چاپخانه افست، چاپ کتاب‌های درسی و مدیریت سازمان کتاب های جیبی از دیگر کارهای مهم او در زمینه کتاب و نشر بوده است. مدیریت انتشارات فرانکلین در تهران که بسیاری از آثار برجسته ادبیات جهان توسط مترجمان آن (کسانی چون نجف دریابندری و کریم امامی) به فارسی ترجمه شد از مهمترین کارهای او بوده است.

او به جز فعالیت در حوزه فرهنگ و ادبیات در تجارت نیز سرآمد بود و پایه‌گذار تعدادی از بنگاه‌های تجاری و مراکز صنعتی و کشاورزی معتبر بود که هنوز اسم و رسم بعضی از آنها به گوش ما می‌خورد؛ شهرک خزر شهر در مازندران، کاغذ‌سازی پارس، کشت مروارید در کیش، رطب زهره، گلاب زهرا و تعدادی دیگر نام تجاری و بازرگانی همه به نوعی با فکر و سرمایه همایون صنعتی پایه گذاشته شده‌اند. نام همایون صنعتی همچنین به عنوان یکی از پیشگامان مبارزه با بی‌سوادی در ایران ثبت شده است. همایون صنعتی سالهای آخر عمر را بیشتر در کرمان گذراند و بیشتر درگیر بازسازی پرورشگاه صنعتی بود.

همایون صنعتی در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمده و پدرش، عبدالحسین صنعتی، از اولین نویسندگان رمان ایرانی بود. چکیدۀ تاریخ کیش زرتشت، جغرافیای اداری هخامنشی، تأثیر علم بر اندیشه، تاریخ هند، ایران در شرق باستان و تاریخ سومر بخشی از کتاب‌هایی است که او ترجمه کرده است.

-------------------

به گزارش کرمان نما پیکر مرحوم صنعتی زاده در شهر لاله زار بردسیر به خاک سپرده شد.

تاريخ ارسال 88/06/11، نوشتۀ علی


گیوتین: سر بر تن انسان زیادی است!

سانسور: بابا گیو، داری تند می ری. بچگی هاتم همین طوری بودی؛ تندروی افراطی.

گیوتین: افراطی هستم، ولی رو راستم. تو چی مارمولک؟

سانسور: مارمولک که من نیستم. مگه فیلم شو..]سانسور[

گیوتین: چی شد؟! حرفتو خوردی؟

سانسور: آقا من هم با تو هم عقیده ام ولی معتقدم این کار را باید با پنبه کرد، نه با دست های جنابعالی.

گیوتین: شرم بر تو باد.

سانسور: فحش می دی؟ مرتیک... د... ک... ع...




ادامۀ مطلب...
تاريخ ارسال 88/06/04، نوشتۀ علی


این جمله در انگلیسی زیاد کاربرد دارد؛ live your (dream, life, destiny, …). هر بار که به این جمله برمی­خوردم، درمی­ماندم که معادل بومی آن در فارسی چه می­شود؟ یا اگر بومی نداریم، معادل فارسی آن ـ نه ترجمه­ی لفظی آن ـ چه می­شود. الان که به ذهنم رجوع می­کنم، فقط رمان کیمیاگر پائلو کوئیلو را یادم می­آید که در آن چند باری آقای حجازی (مترجم) این جمله را آورده است: «رؤیایت را بزی.»!!!! همچین دلچسب نیست. تازه، کلی هم غریب است. در همان نگاه نخست، می­شود فهمید که این ترجمه­ی live your dream است. گذشت و گذشت و گذشت تا این­که دیشب مشغول خواندن مصاحبه­ای از عبدالله کوثری بودم. در حین خواندن، جمله­ای توجه من را به خود جلب کرد؛ « شما ببنيد مترجمان خوب ما خودشان خوب چيز می نويسند... واقعا اين بخش آگاهی از زبان است. يعنی زندگی کردن با زبان.» گفتم خودشه؛ زندگی کردن با... با خاطراتت زندگی کن. با یادش زندگی کن. این سال­ها را با یاد او زنده مانده­ام. من با این باغ زندگی کرده­ام.

پس می شود live your dream را چنین ترجمید: با رؤیایت زندگی کن.

حالا آیا این تنها و بهترین معادل می­شود؟ فعلاً که بنده این را یافته­ام. شما نظر خاصی دارید؟

------------------

پیشنهاد دکتر خزاعی­فر "تحقق بخشیدن رؤیا" است. بعداً در این مورد هم می نویسم.

 

تاريخ ارسال 88/05/25، نوشتۀ علی
قالب تارنگار