تبليغاتX
زبان و ترجمه

tarjomeh

علی

tarjomeh

http://tarjomeh.blogfa.com

زبان و ترجمه

زبان و ترجمه

زبان و ترجمه

’خوب ترجمه کردن آثار شکسپیر یا پوشکین به فارسی {به جای فارسی در متن اصلی فرانسه آمده است}، یعنی نوشتن متنی که شکسپیر یا پوشکین اگر به جای امکانات زبان انگلیسی یا روسی امکانات زبان فارسی را در اختیار می­ داشتند، آن را می­ نوشتند. پس ترجمۀ خوب نه ترجمۀ لفظ به لفظ است و نه ترجمۀ ادیبانه (اما غیر ممکن)، بلکه عبارت است از ابداع متنی (اعم از واژگان و جمله­ بندی و سبک) که نویسنده اگر زبان مادریش همان زبان مترجم می­ بود، آن را می نوشت. چنین ترجمه­ ای مستلزم دانش و هوش و تخیل بسیار است و البته باید آن را کمال مطلوب ترجمه دانست. من ادعا نمی­ کنم که چنین ترجمه­ ای تحقق­ پذیر باشد، اما می­ گویم مترجم خوب کسی است که می­ کوشد تا هرچه بیشتر به آن نزدیک شود.’

روژه کایوا/استاد ابوالحسن نجفی از زبان و از ترجمه

زبان و ترجمه

 
به تارنگار "زبان و ترجمه" خوش آمدید!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحۀ نخست
بایگانی
رایانامه
موضوعات





بایگانی مطالب

پیوندهای داخلی
بایگانی تماس با ما


Google Translate

یک خبر بسیار خوش

زبان فارسی به سرویس ترجمۀ گوگل افزوده شد.

 

 

علی 88/04/01  نظر بدهید!

زمانی برای ترجمه

علي صلح جو

چه زماني براي ترجمه اثري خارجي مناسب است. آيا آثار خارجي را بلافاصله پس از انتشار بايد به زبان هاي ديگر ترجمه کرد؟ آيا هر اثري را در هر زماني مي توان ترجمه کرد؟ آيا ميزان استقبال خوانندگان از اثر ترجمه شده در هر زماني يکسان است؟ آيا نبايد پيش از ترجمه و انتشار اثر خارجي ذهن خوانندگان و به طور کلي مخاطبان براي پذيرش آن اثر آماده شده باشد؟ مسير طبيعي کار چگونه است؟ آيا بايد اثر را ترجمه کرد و سپس درباره آن حرف زد و عيب و حسن آن را برشمرد يا برعکس؟ و سرانجام اينکه آنچه تاکنون در اين مقوله روي داده چگونه بوده است، به عبارت ديگر جوامع گوناگون در کدام مسير رفته اند؟

انگيزه نگارش مقاله

کامران فاني مصاحبه يي دارد با عنوان «بازانديشي در تاريخ نگاري فلسفه در ايران» که در ضميمه روزنامه اعتماد (26/2/1388) چاپ شده است. فاني بسيار کم نويس است و به همين علت شنيدن گفته هاي او و خواندن مصاحبه هايش فرصت مناسبي است تا از نکته هايي آگاه شويم که در جاي ديگر کمتر مي توان به آن دست يافت و فقط در ذهني وجود دارد که آرام و بي دغدغه براي دل خودش و لذت بردن از آگاهي مطالعه کرده نه براي نمايش معلومات. فاني در اين مصاحبه نماي کلي ترجمه آثار فلسفي به زبان فارسي را به دست مي دهد. قرار دادن تصوير مسير ترجمه آثار فلسفي به فارسي در يک قاب سبب مي شود خواننده بتواند تمام شبکه را در يک لحظه انگار از چشم پرنده يي از آسمان تماشا کند.

اما انگيزه نوشتن اين مقاله نکته يي است که فاني چند بار در اين مصاحبه به آن اشاره و بسيار بر آن تاکيد مي کند. فاني ترجمه آثار فلسفي به فارسي را به دو دوره اصلي (دوره اسلامي و معاصر) و يک پيش دوره (زمان ساسانيان) تقسيم مي کند و فعاليت ها و آثار ترجمه شده در هر دوره را موجز و گيرا شرح مي دهد. مسير ترجمه آثار فلسفي را از افلاطون تا فوکو و دريدا برمي رسد و به ترجمه هاي مهم و تاثيرگذاري که در اين دوره ها انجام گرفته، اشاره مي کند. اما نکته مهمي که او جابه جا بر آن تاکيد مي ورزد دير ترجمه شدن آثار مهم فلسفي است. مي گويد ما همواره به ترجمه آثاري درباره آثار مهم فلسفي پرداخته ايم و همت ترجمه اصل اثر را نداشته ايم. به نظر من اين ايراد درست نمي نمايد.

موارد اشاره

مواردي که فاني در اين مصاحبه به موضوع تاخير در ترجمه متون فلسفي اشاره مي کند عبارتند از؛ «ما به جاي اينکه بيشتر درباره فلسفه صحبت کنيم بايد خود فلسفه را بشناسيم و براي اينکه با خود فلسفه غرب آشنا شويم بايد مستقيماً با متون خود متفکران غربي و فلاسفه غربي آشنا شويم. در اوايل کتاب هايي که ترجمه مي کرديم درباره فيلسوفان بود. آثار خود فيلسوفان خيلي کم ترجمه مي شد و اگر هم مي شد انگشت شمار بود.»... «بهترين مثال هگل است. هگل را ما از طريق کتاب «فلسفه هگل» استيس به طور جدي شناختيم. اين کتاب کتابي بود درباره هگل يعني خود هگل نبود. آن زمان از خود هگل چيزي ترجمه نشده بود، بعد از آن سنت ترجمه هگل در ايران باب شد. در دوره جديدتر، دوره يي که در آن هستيم متوجه شديم همان طور که در دوره اول ما خود آثار ارسطو و افلاطون را ترجمه مي کرديم در اينجا بايد خود آثار دکارت، هگل و نيچه را ترجمه کنيم و در کنار آن کتاب هايي را که درباره اين فلاسفه يا فلسفه آنها موجود است براي کمک به فهم بيشتر انديشه يک فيلسوف ترجمه يا تاليف کرده و در دست داشته باشيم.» سپس در بحث از ترجمه آثار فلسفي پست مدرن مي گويد؛ «اگر بخواهيم به اين مساله به عنوان يک اهميت بنگريم بايد توجه کنيم دقيقاً بعدها در ترجمه آثار پست مدرن اين اهميت به يک معضل و مشکل بدل مي شود.»

و در جاي ديگر «بايد متوني را بخوانيد که خود اين فيلسوف ها نوشته اند يعني در جايي بايد ببينيد خود آن فرد چه گفته است، بدون واسطه و بدون اينکه کسي به ما بگويد. مثل اين مي ماند که اشعار حافظ را کسي براي ما تعريف کند، اين خيلي فرق مي کند که خود شخص اشعار حافظ را مطالعه کند و با اشعار مانوس شود.» در بحث از ارسطو مي گويد؛ «اگر ارسطو را با نگاه جديدمان ببينيم خيلي دير توسط دکتر شرف از يوناني به فارسي ترجمه شد.»

... «هنوز بسياري از آثار ارسطو به فارسي ترجمه نشده است» و در جاي ديگر «بسيار دير کانت به فارسي ترجمه شد.»... «به هگل نيز بسيار دير پرداخته شد.» در مورد شوپنهاور نيز مي گويد فقط «حدود 150 صفحه از آن به فارسي ترجمه شده که به نظر من شرم آور است.» درباره هايدگر مي گويد؛ «فيلسوف مطرح در ايران که هيچ اثر مهمش را تا يک سال پيش ترجمه نکرده بوديم و فقط راجع به هايدگر حرف زده بوديم.» در بحث از آثار فلسفي پست مدرن مي گويد؛ «گذشت آن زماني که صبر کنيم اول راجع به آنها بنويسيم. باز هم غفلت مي کنيم يعني مي بينيم باز 20 سال گذشته تفاسير در ذهن ها جا افتاده بدون اينکه خود اثر بگويد چه مي خواهم بگويم و اين مشکلي است که از 150 سال پيش داشته ايم و آن تجربه اول را که بايد اول ارسطو را ترجمه کنيم بعد در مورد او کتاب بنويسيم هنوز اجرا نمي کنيم.»

با اينکه نظر فاني درباره ترجمه کردن اصل آثار و مراجعه به سخن نويسنده کاملاً درست است، رد مرحله سخن گفتن درباره اثري پيش از ترجمه آن به هيچ وجه درست نيست. مرور تاريخ ترجمه در جهان و در ايران نشان مي دهد تقريباً تمام ترجمه ها زماني انجام شده اند که قبلاً جسته و گريخته درباره آنها حرفي زده شده است. اصولاً اين بسيار طبيعي مي نمايد که انسان ابتدا به دنبال چيزي باشد و بعد سراغ آن برود و آن را به دست بياورد. ترجمه آثار خارجي اعم از فلسفي و ادبي و... ناگهان صورت نمي گيرد. نمونه هايي که در زير به آن اشاره مي کنم نشان دهنده اين نظر است.

اثر معروف پروست، «در جست وجوي زمان از دست رفته»، همين چند سال پيش به قلم مهدي سحابي ترجمه شد، اما گمان مي کنم من اولين اطلاعاتم را درباره اين اثر در شماره هاي مجله سخن در زمان سردبيري دکتر خانلري به دست آوردم. اين موضوع دقيقاً درباره «اوليس» جيمز جويس، به ترجمه منوچهر بديعي، نيز صادق است. روشنفکران پيشکسوت ايراني سال ها قبل از ترجمه شدن اين اثر به فارسي با آن آشنا بوده و در مجلات ادبي قبل از انقلاب (سخن، نگين، صدف و فردوسي) درباره آن حرف زده اند. کسي جرات رفتن به طرف ترجمه اين آثار سنگين و پيچيده را نداشت، اما جماعت ادبي ايران بسيار مشتاق بود از چند و چون آنها سر دربياورد و به همين علت هر حرف و حديثي در اين باب را با علاقه دنبال مي کرد و زبان دانان آن زمان- کساني که بخت آن را داشتند که آب را از سرچشمه بنوشند- نيز اين خيل مشتاق را از داشته هاي خود بي نصيب نمي گذاشتند.

حکايت «هزار و يک شب» کهن نيز چنين است. اروپا قرن ها پيش از آنکه اين اثر در اوايل قرن هجدهم به قلم ژان فرانسوا گالان به زبان فرانسه ترجمه شود از آن خبر داشت و اينجا و آنجا در مقالات و تاريخ هايي که درباره ادبيات هندي و عرب نوشته مي شد از آن سخن رفته بود.

«مثنوي» مولانا اول بار حدود سال 1930 به قلم نيکلسن به انگليسي ترجمه شد. به طور قطع مي توان گفت مدت ها قبل از اين تاريخ اين اثر نزد ادبا و شرق شناسان اروپا مطرح بوده و آن را مي شناخته اند. همين وضع، به احتمال قوي، در مورد خيام و ترجمه يي که ادوارد فيتز جرالد در سال 1859 به انگليسي از اشعار او عرضه کرد، صادق است. درست است که او خيام را به اروپاييان معرفي کرد، اما بعيد است او يگانه کاشف خيام در اروپا بوده باشد.

در مورد کتاب هاي مقدس نيز وضع چنين است. پيروان اديان گوناگون قرن ها قبل از ترجمه کتاب هاي مقدس به زبان خودشان با آنها آشنا بوده و از محتويات آنها آگاهي داشته اند. تنها در قرن چهارم ميلادي بود که سنت جروم کتاب مقدس را از يوناني و عبري به زبان لاتين ترجمه کرد و 12 قرن نيز بعد از آن تاريخ گذشت تا لوتر بتواند آن ترجمه بحث انگيزش را از لاتيني به آلماني عرف کند. اين موضوع در مورد قرآن خودمان نيز صدق مي کند.

آثار ارسطو نيز 15 قرن طول کشيد تا در قرن دوازدهم ميلادي در اروپا از يوناني به لاتين ترجمه شد. آيا مي توان تصور کرد در اين مدت فيلسوفاني چون زنون، سيسرون و فلوطين و همچنين بزرگاني در سطوح پايين تر از ارسطو و نظريات او سخن نگفته باشند؟

کار فروغي در «سير حکمت در اروپا» نيز مويد همين نظر است. شايد فروغي مي توانست به جاي حرف زدن درباره فلاسفه اروپا اثر يکي از آنها را انتخاب و به فارسي ترجمه کند. اما او به اين نتيجه رسيده بود که آکادمي ايراني ابتدا بايد تصويري کلي از جريان فلسفه در اروپا پيش رو داشته باشد تا آنگاه بتواند به اقتضاي زمان و نياز از ميان آنها يکي را براي ترجمه برگزيند.

نمونه هاي زيادي مي توان در اين زمينه آورد. صرف نظر از اينکه راه درست کدام است اين اتفاقي است که در عمل رخ داده است. وانگهي به نظر مي رسد همين چيزي که اتفاق افتاده، درست باشد. بسيار طبيعي است درباره پديده يي حرف بزنيم و سپس سراغ اصل آن برويم. سال ها بود که ما اينجا و آنجا درباره هايدگر مي خوانديم و مي شنيديم تا اينکه «هستي و زمان» او پس از 30 سال مشغول بودن ذهن جمادي به آن، به فارسي ترجمه شد. اين موضوع حتي در مورد فيلم هاي سينمايي نيز صادق است. پيش از آنکه فيلم ها به دست ما برسد اطلاعات زيادي درباره آن کسب کرده ايم. ساختار اطلاعاتي کنوني جهان چنين امري را ايجاب مي کند.

البته نظر فاني درست است که مي گويند تا ابد نبايد درباره يک اثر حرف زد بلکه بايد سراغ خود آن اثر رفت و مستقيم با آن برخورد کرد و از محتواي آن دقيق مطلع شد. ايشان به درستي معتقدند تا زماني که با خود اثر روبه رو نشديم، نمي توانيم درباره محتواي آن نظر قطعي بدهيم و چه بسا چيزي که از طريق ميانجي و دست دوم به ما مي رسد تحريف شده باشد. اما به چند نکته در اين زمينه بايد اشاره شود؛ اول اينکه اخباري که از اثر به ما مي رسد و سخناني که درباره آن گفته يا نوشته مي شود از يک کانال نيست. در اين موارد معمولاً افرادي با نظرگاه هاي متفاوت حرف مي زنند و در نتيجه احتمال تحريف زياد نيست.

دوم، وقتي سخنان گوناگوني درباره يک اثر گفته مي شود، شنونده و خواننده براي پي بردن به اصل ماجرا مشتاق تر مي شود، و در نتيجه هنگامي که اثر ترجمه مي شود شور و شوق زيادتري براي خواندن آن دارد. سوم، شنيدن آراي گوناگون درباره اثري که هنوز به ترجمه درنيامده، به ويژه اگر اثر مشکل و پيچيده باشد، فهم و درک آن را پس از ترجمه آسان تر مي کند. شنيدن اين نوع آراي گوناگون درباره اثري حکم خواندن نوعي شرح درباره آن اثر را دارد، همان گونه که خود فاني در نمونه يي درخشان به آن اشاره مي کند. ايشان در باب مفيد بودن نوشته شدن شرح در باب اثر مي نويسند؛ «ابن سينا مي گويد 40 بار ترجمه عربي «متافيزيک» ارسطو را خوانده و آن را نفهميده است تا اينکه تفسير فارابي از آن را خوانده و متوجه شده است.» (همان مصاحبه) چهارم، و سرانجام اينکه، همان طور که قبلاً اشاره شد اين اتفاقي است که عملاً پيش آمده و مانند هر اتفاق اينچنيني ديگري، احتمالاً حکمتي در آن بوده است، به خصوص اينکه اين روند منحصر به جامعه ما نبوده و حرکتي جهاني بوده است. فاني ضمن اشاره به ترجمه نشدن يا دير ترجمه شدن آثار فلسفي به فارسي، درباره شوپنهاور مي نويسد؛ «فقط حدود 150 صفحه از آن به فارسي ترجمه شده که به نظر من شرم آور است.» مسلماً بهتر است آثار ارزشمند خارجي هرچه زودتر به زبان هاي ديگر ترجمه شوند و همگان از آن برخوردار باشند، اما ترجمه شناسان معتقدند انتخاب آثار خارجي براي ترجمه بدون حساب و کتاب نيست، ضرورت هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جوامع است که تعيين کننده اين امر است. اينکه غربي ها ابتدا خيام و سپس سعدي يا حافظ، يا برعکس، را براي ترجمه انتخاب کردند، يا اينکه ما ابتدا به مارکس توجه کرديم تا به کانت به نيازهايي در درون اين دو جامعه و فرهنگ بازمي گردد و مسلماً، تصادفي نبوده است.

منبع: روزنامه ی اعتماد

 

علی 88/03/14  نظر بدهید!

workshop on "Machine translation and Persian Language

 

Please attached find the program of the half-day workshop on
"Machine translation and Persian Language"
 to be held on khordad 3rd, in shahid Beheshti university.


Regards
M.Shamsfard

--------------------------------------------- 

Download the program HERE

  

علی 88/02/30  نظر بدهید!

رضا سید حسینی درگذشت

رضا سید حسینی در سن ۸۳ سالگی بر اثر بیماری ذات الریه درگذشت.

رضا سیدحسینی

 

چیزی برای گفتن ندارم جز کشیدن یک آه...

خدایش بیامرزد.

رضا سیدحسینی (ویکی پدیا)

زندگی نامۀ رضا سیدحسینی

 

علی 88/02/11  نظر بدهید!

شریعتی و مترجم

در شمارۀ اخیر مجلۀ مترجم (40) آقای اکبری سئوال جالب و سنجیده­ ای مطرح می­ کند به این مضمون که چرا مترجم ایرانی در مقایسه با مترجم­ های کشورهای انگلیسی­ زبان نقش بسیار پررنگ­ تری دارد تا جایی که می­ بینیم، "مترجمی با ترجمۀ یکی دو کتاب از نویسنده­ ای به عنوان متخصص آن نویسنده شناخته می­ شود و ...به اظهار نظر دربارۀ نویسنده می­ پردازد... به نظر می­ رسد مترجم از نقش اصلی خود خارج شده و در مقام منتقد و مفسر ادبی قرار گرفته است."

در ادامه نیز نظر 4 صاحب­ نظر را جویا شده که هر کدام نکته­ ها و نظرهای جالبی داده اند. از همان لحظه­ ای که این سئوال را خواندم، گوشه­ ای از ذهنم به اشغال آن درآمده و مدام در پی چرایی­ های بیشتر و اقناع­ کننده­ تر است. همین­ طور این پرسش در ذهنم غوطه­ ور بود تا اینکه به مطلب جالبی برخودرم و در پی آن به یک چرایی دیگری رسیدم. شاید این مطلب مسقیماً پاسخ این پرسش نباشد ولی در توضیح چرایی آن، کمک می­کند.

همۀ ما از دکتر علی شریعتی خوانده و شنیده­ ایم و از جایگاه و اعتبار ایشان در میان بزرگان و روشنفکران معاصر باخبریم. دکتر شریعتی با آن روح جستجوگر و نگاه باریک­ بین و آسیب­ شناسانه­ اش به مسائل ایران و ایرانی، حرف­ ها و نظرات درخور تفکر و تأملی  در سخنرانی­ ها و کتاب­ هایش آورده است. قصد پرداختن به شخصیت دکتر را ندارم چه اینکه نه بنده در چنین جایگاهی هستم و نه به موضوع ما مربوط می­ شود. ولی ذکر این گفتۀ دکتر به تقویت چرایی و پاسخ پرسش بالا کمک می­کند. همه، چه موافق و چه مخالف و چه منتقد، به اتفاق بر این باورند که اگر دکتر شریعتی حرفی می­ زده یا جمله­ ای می­ آورده، پشت آن تفکر و تأمل و سال­ها تحقیق و کاوش بوده است؛ درست یا غلط بودن آنها به کنار.

باری، مشغول مطالعۀ کتابی[1] از ایشان بودم که همان آغاز بحث توجه من را از موضوع کتاب منحرف و به پرسش مترجم جلب کرد. در همان ابتدا دکتر از مترجم {ان} یاد می­ کند که بی­ ربط به پرسش مترجم نیست. بخوانید:

«آگاه باشیم که با ’اشباع علمی’ خود را از نظر فکری اشباع­ یافته احساس نکنیم و این یک نوع سیری کاذب و یک نوع فریب بسیار بزرگی است که خاص تحصیل­ کرده­ هاست، خاص روشنفکران زمانۀ ماست که... در خود غرور و رضایتی احساس می­ کند و خیال می­کند که از نظر فکری به منتهای درجۀ یک انسان آگاه رسیده است. و این فریب کاذبی است که یک ’آدم عادی’ کمتر دچار آن می­ شود تا ’آدم عالم’. یک استاد، یک مترجم، یک فیلسوف، یک صوفی بزرگ، یک ادیب، یک مورخ، غالباً فکر نمی­ کند که از لحاظ فکری ممکن است کاملاً صفر باشد و از لحاظ شعوری هنچنان در سطح عامی­ ترین عوام مانده باشد.»

دکتر شریعتی مترجم را در کنار مقام­ هایی چون فیلسوف و صوفی و مورخ و ادیب می­ آورد. قابل تأمل است! چرا؟ به این دلیل نیست که مترجم به مثابۀ دوازۀ ورود است؟ و هرچه که مترجم وارد کند، روی فرهنگ مقصد مستقیماً تأثیر می­ گذارد؟ از طرفی می­دانیم که دکتر خود نیز در ترجمه دستی داشته[2] و از این حرفه و نقش تأثیرگذار آن باخبر است.



 مجموعه آثار 20، چه باید کرد، ص 179 "خودآگاهی و استحمار"[1]

 برای نمونه: کتاب­های "ابوذر غفاری" و "سلمان پاک". نیز نک: مجموعه آثار 35، آثار گونه­ گون/ بخش دوم، ص685، ترجمه­ ها[2]


علی 88/02/01  نظر بدهید!

Multiple Voices in the Translation Classroom: Activities, tasks and projects

Author: Maria González Davies
Publisher: John Benjamins Publishing Company
File size: 1.6MB
File type: pdf

Why this book?

To build the competence we want in our students we have to design precise
pedagogical tools – tools for particular purposes that will yield specific desired
effects. Shreve 1995: xiv

Compared to the literature on translation theory, on the best way to translate a text or on how to become a professional translator, publications on translation training per se are scarce. Most of these follow a teacher-centred approach to classroom dynamics with a bias towards teaching translation starting off with professional standards.


Download



علی 88/01/28  نظر بدهید!

اخبار ترجمه


ترجمه انگليسي "ديوان پروين اعتصامي" منتشر شد


ترجمه انگليسي "ديوان پروين اعتصامي" به كوشش مهدي افشار منتشر شد. به گزارش ايسنا، اين اثر به صورت دوزبانه،انگليسي و فارسي به تازگي از سوي نشر واژه آرا انتشار يافته است. افشار همچنين ترجمه گزيده اي از شعرهاي فريدون مشيري را به پايان رسانده است، كه بعد از توافق نهايي با فرزندان شاعر، آن را به چاپ خواهد سپرد. در اين گزيده، علاوه بر انتشار منتخبي از همه مجموعه هاي شعر مشيري، تعدادي مقاله از كتاب "به نرمي باران" برگرفته شده است.از سوي ديگر، "و عشق شايد" شامل 200 شعر قيصر امين پور كه بيشتر غزل هاي اوست و بخش هايي نيز شعرهاي نو، با ترجمه اين مترجم به زودي منتشر خواهد شد.


منبع: آفتاب یزد


ترجمه و انتشار 2 رمان ديگر ايراني در آمريكا


گروه فرهنگ و هنر: ترجمه دو رمان «اسماعيل» و «آنك آن يتيم نظركرده» به انگليسي تمام شده و بزودي نسخه انگليسي اين دو كتاب در كشور آمريكا منتشر خواهد شد.
    به گزارش روابط عمومي انتشارات سوره مهر «اسماعيل» نوشته اميرحسين فردي است و توسط پال اسپراكمن ترجمه شده و «آنك آن يتيم نظركرده» نوشته محمدرضا سرشار است كه توسط كلارك به انگليسي ترجمه شده است.


منبع: جام جم



علی 88/01/27  نظر بدهید!

بارسلونا - بایرن مونیخ

 

بارسلونا - بایرن مونیخ/ آقای فردوسی­ پور

 

"این بارسلونا دست­ نیافتنی است."

؟!!

 این را هم بخوانید (اگر قبلن نخواندید!)

فوتسال ایران - چک


علی 88/01/20  نظر بدهید!

Newsroom 101.com

 

newsroom101 offers more than 2,000 free, self-instructional exercises for journalists, writers, editors, students and others who want to review (or learn) journalistic language, as governed by the Associated Press Stylebook. Visitors to this site have completed more than 2 million exercises.

 

newsroom101.com

------------------------ 

Thanks to Ms. Samareh for introducing such a neat website.۱

 

 

علی 88/01/20  نظر بدهید!

اخبار ترجمه


انتشار نخستين قرآن با ترجمه گروهي


گروه فرهنگ و هنر: مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رئيس دفتر توسعه و ترويج فعاليت هاي قرآني كشور گفت: نخستين قرآن كه به صورت گروهي در حال ترجمه است، منتشر مي شود.
    به گزارش روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، محمدعلي خواجه پيري افزود: ترجمه قرآن از سوي مجموعه اي از متخصصان خبره قرآني كشور در حوزه هاي مختلف در حال انجام است و اين گروه تاكنون 8 جزء از قرآن كريم را به زبان فارسي و ادبيات روز ترجمه كرده اند.
    وي اضافه كرد: همه ناشران كشور حق امتياز چاپ و انتشار اين قرآن را دارند و پيش بيني مي شود ترجمه آن تا پايان نيمه اول سال آينده پايان يابد.


منبع: جام جم


   روح پراگ و خشايار ديهيمي

    كتاب روح پراگ نوشته ايوان كليما با ترجمه خشايار ديهيمي توسط نشر ني منتشر شد. خشايار ديهيمي پيش تر بخش هايي از اين كتاب را به صورت پاورقي در مجله شهروند امروز منتشر كرده بود. كليما، نويسنده اهل چك در مقالات اين كتاب به نقد شرايط اجتماعي سياسي كشور خود و در سال 1989 و 15 سال بعد از آن و همچنين فضاي توتاليتر حاكم بر كشور پرداخته است.


منبع: اعتماد ملی



جلد دوم ترجمه آذري شاهنامه در باکو رونمايي مي شود


جلد دوم ترجمه آذری شاهنامه 25 اردیبهشت همزمان با روز بزرگداشت فردوسی طی مراسمی در جمهوری

آذربایجان رونمایی می شود.

    به گزارش فارس، جلد دوم شاهنامه فردوسی به زبان آذری ترجمه محمد مبارز علی زاده از سوی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به زودی در باکو چاپ و منتشر می شود.
    این جلد، ترجمه 17 هزار بیت از شاهنامه را شامل می شود که به سبک شعری به همان سبک شاهنامه به صورت نظم به زبان آذری ترجمه شده است.
    جلد دوم شاهنامه که در 1040 صفحه در هزار نسخه منتشر می شود، روی جلد آن به آثار هنری محمود فرشچیان مزین شده است.

    ترجمه شاهنامه به زبان آذری محصول 30 سال تلاش مبارز علی زاده استاد شرق شناسی و ایران شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان شامل 60 هزار بیت است که 17 هزار بیت آن در جلد اول در سال 1386 چاپ شد و جلد دوم آن نیز شامل 17 هزار بیت است که توسط رایزنی فرهنگی ایران در باکو به زودی چاپ و منتشر می شود.


منبع: کیهان 



انتشار ترجمه انگليسي «طاهره صفارزاده» از نهج البلاغه

ايكنا: ترجمه گزيده نهج البلاغه آخرين اثر پژوهشي مرحوم طاهره صفارزاده 6 ماه پس از وفات وي به 3 زبان فارسي، عربي و انگليسي از سوي انتشارات رهنما منتشر شد.
    اين ترجمه، حاصل تلاش مرحوم صفارزاده براي انتشار هم زمان نهج البلاغه به 3 زبان فارسي، انگليسي و عربي است كه به دليل بيماري و درگذشت او ناتمام ماند و به صورت گزيده منتشر شده است.

 

منبع: جام جم

 

جزء 30 قرآن كريم به زبان تركمني ترجمه شد

حافظ قرآن، نويسنده، مترجم و پژوهشگر در معارف قرآني و فرهنگ اصيل تركمن موفق به ترجمه جزء سي ام قرآن كريم به زبان تركمني با الفباي عربي و لاتين تركمنستان شد. بي بي مريم شرعي در اين زمينه در گفتگو با مهر در گرگان در خصوص اين اقدام خود اظهار داشت: ترجمه قرآن كريم به عنوان اساسي ترين سند اسلام از سالها قبل همواره ذهن و فكر بنده را به خود مشغول كرده و تشويق و ارشادات پدرم در اين خصوص بي تاثير نبوده است.مسئول انتشارات تركمن بيان داشت: نسخه هايي از ترجمه اين مصحف شريف به برخي حوزه هاي علميه تركمن صحرا و ... اهدا شده به طوري كه مسئول حوزه هاي علميه اعظميه (مركز بزرگ اسلامي شمال كشور تركمن صحرا) بندر تركمن معرفي نامه اي تحت عنوان “خادم قرآن كريم” به شانزدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم در تهران ارسال كرده و بسياري از عالمان از اقصي نقاط دنيا تبريك گفته اند.


 

 منبع: رسالت

 

علی 88/01/19  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
Google Translate
زمانی برای ترجمه
workshop on "Machine translation and Persian Language
رضا سید حسینی درگذشت
شریعتی و مترجم
Multiple Voices in the Translation Classroom: Activities, tasks and projects
اخبار ترجمه
بارسلونا - بایرن مونیخ
Newsroom 101.com
اخبار ترجمه
دربارۀ تارنگار
’خوب ترجمه کردن آثار شکسپیر یا پوشکین به فارسی {به جای فارسی در متن اصلی فرانسه آمده است}، یعنی نوشتن متنی که شکسپیر یا پوشکین اگر به جای امکانات زبان انگلیسی یا روسی امکانات زبان فارسی را در اختیار می­ داشتند، آن را می­ نوشتند. پس ترجمۀ خوب نه ترجمۀ لفظ به لفظ است و نه ترجمۀ ادیبانه (اما غیر ممکن)، بلکه عبارت است از ابداع متنی (اعم از واژگان و جمله­ بندی و سبک) که نویسنده اگر زبان مادریش همان زبان مترجم می­ بود، آن را می نوشت. چنین ترجمه­ ای مستلزم دانش و هوش و تخیل بسیار است و البته باید آن را کمال مطلوب ترجمه دانست. من ادعا نمی­ کنم که چنین ترجمه­ ای تحقق­ پذیر باشد، اما می­ گویم مترجم خوب کسی است که می­ کوشد تا هرچه بیشتر به آن نزدیک شود.’

روژه کایوا/استاد ابوالحسن نجفی

آمار کاربران
 
چه کسانی از ما یاد کرده اند؟

نویسندگان

پایگاه های مرتبط با زبان و ترجمه

خبرنامه و آمار
از تازه ترین نوشته ها باخبر شوید





Powered by WebGozar

Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir Free counter and web stats

صفحۀ نخست  |  بایگانی |  پیوندکده  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ